X
تبلیغات
مدیریت مدرسه
در مورد امور مدیریت مدرسه ومسایل اجتماعی

ران مبتدی،برنامه ریزی توسط مدیران مدارس،پیشنهاداتی برای مدیران مدارس،راههای تقویت شورای معلمان،ابتکاراتی برای مدیران آموزشگاه،چگونه در مدرسه بر نامه ریزی کنیم ،اصول مدیریت ژاپنی،چرا ژاپنی ها موفق هستند، اقامه نماز جماعت دانش آموزان،شرکت تعاونی دانش آموزان،

اهمیت برنامه ریزی برای مدیران هنرستانها

جملات بزرگان در زمینه مدیریت

كارگزارانت را بيازما و سپس بكار گمار، چرا كه انتصاب بدون مشورت و آزمايش موجب پشيماني خواهد بود. حضرت علی (ع)

امام علي عليه‌السلام :وارد عمل شدن بدون برنامه ريزي علت همه شكست‌هاست.

برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الان كاري براي آن انجام دهيد. لاكين، آلن
شكست، عدم موفقيت نيست؛ شكست يعني تأخير در پيروزي.  مكنزي، آلكس
خدمات خوب سنگ بناي كسب و كار خوب است. وفاداري به مارك پاداشي است كه مشتري به شركتهايي كه خدمات بهتر عرضه مي‌كنند، مي‌دهد.  ماتسوشيتا،
راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند،  كونوسوكي
بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد. تواين، مارك
 

برنامه ریزی توسط مدیر هنرستان

از میان وظایف مدیر هنرستان ، برنامه ریزی دارای جایگاه مهمی است در زیر نکاتی جهت اطلاع مدیران گرامی مدارس اعلام می گردد
% اصل اول : برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کارکنان
% اصل دوم : برنامه ریزی برای ثبت نام دانش اموزان
% اصل سوم : برنامه ریزی برای کسب اطلاعات فردی و رفتاری دانش اموزان و شناخت بیشتر
آنان
% اصل چهارم : برنامه ریزی برای برنامه هفتگی
% اصل پنجم : برنامه ریزی برای آماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای آموزشی
واداری
% اصل ششم : برنامه ریزی برای انتخابات انجمن اولیا ومربیان وشورای دانش اموزان و
شورای دبیران
% اصل هفتم : برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش اموزان
% اصل هشتم : برنامه ریزی برای فروشگاه دانش اموزان
% اصل نهم : برنامه ریزی برای دفاتر حضور وغیاب دانش اموزان
% اصل دهم : برنامه ریزی برای حضور منظم دبیران در ورود وخروج به آموزشگاه و کلاسها
اصل یازدهم : برنامه ریزی برای نماز جماعت دانش اموزان و همکاران
اصل دوازدهم :برنامه ریزی برای استفاده از کتابخانه وآزمایشگاه و رایانه
اصل سیزدهم : برنامه ریزی برای جلسات ماهانه ماهانه ارکان مدرسه از نظر زمان و
محتوی
اصل چهاردهم : برنامه ریزی برای گرامیداشت ایام الله و ولادتها و شهادتها و جشن های
انقلاب
اصل پانزدهم :برنامه ریزی برای شرکت دانش اموزان در جشنواره ها و المپیادها و
فعالیتهای دست ساز
اصل شانزدهم : برنامه ریزی برای مسابقات فرهنگی وهنری وورزشی
اصل هفدهم : برنامه ریزی برای گرامیداشته هفته های دفاع مقدس و هفته بسیج و هفته
کتابخوانی و هفته بهداشت و هفته تربیت و هفته معلم و هفته های دیگر
اصل هیجدهم : برنامه ریزی برای برگزاری امتحانات ( تصحیح اوراق و ارایه برنامه
امتحانات و اعلام نتایج و پاسخ به اعتراضات
اصل نوزدهم : برنامه ریزی برای تشکیل کلاسهای فوق برنامه و و تکمیلی و جبرانی و
تقویت بنیه علمی و امادگی برای امتحانات
اصل بیستم : برنامه ریزی برای ملاقاتهای فردی با اولیا و برخی دانش آموزان و
کارکنان
اصل بیست ویکم : برنامه ریزی برای پاسخگویی به اولیای دانش آموزان
اصل بیست ودوم : برنامه ریزی برای شرکت در جلسات ماهانه اداره
اصل بیست وسوم : برنامه ریزی برای دریافت مشارکتای مردمی
اصل بیست و چهارم : برنامه ریزی برای فعالیتهای مالی و حسابداری آموزشگاه
اصل بیست وپنجم : برنامه ریزی برای حضور اولیای دانش اموزان ( مخصوصا دانش اموزان
مشکل داردرسی و اخلاقی ) در مدرسه
اصل بیست و ششم : برنامه ریزی برای بررسی پرونده های تحصیلی و مدارک ومدارک دانش
اموزان ورفع اشکالات آنان
اصل بیست و هفتم : برنامه ریزی برای ارزشیبابی کارکنان آموزشگاه
اصل بیست وهشتم : برنامه ریزی برای فعالیتهاهی بیسج دانش اموزی و انجمن اسلامی و
شورای دانش اموزی
اصل بیست ونهم : برنامه ریزی برای پاسخ به بموقع به بخشنامه ها
اصل سی ام : برنامه ریزی برای فروش مجلات رشد وپیوند
اصل سی یک : برنامه ریزی برای حضور دانش اموزان در نماز جمعه
اصل سی دو : برنامه ریزی برای تشویق دانش اموزان ممتاز وبرتر درسی و اخلاقی
اصل سی سه : برنامه ریزی برای برنامه ریزی برای دانش اموزان دارای مسایل انضباطی
اصل سی وچهار : برنامه ریزی برای تهیه امکانات مدرسه
اصل سی وپنج : برنامه ریزی برای اجرای مطلوب مراسم صبحگاه
اصل سی وشش : برنامه ریزی برای انجام آزمون های مستمر ویا مسابقات علمی آینده سازان
وبسیج و آموزش وپرورش
اصل سی وهفت : برنامه ریزی برای آزمون تشخیصی
اصل سی وهشت : برنامه ریزی برای فعالیتهای اردویی
اصل سی ونه: برنامه ریزی برای کلاسهایی که دبیرانشان به مرخصی می روند
اصل چهلم : برنامه ریزی برای نظارت برفعایتهای آموزشی دبیران و کارکنان آموزشگاه

*************


اصول مديريت ژاپني


1) هدف
2) تغيير ذهنيات مديران
3) مواد ارزان قيمت
4) ترغيب كاركنان به توليد
5) رهبري در سازمان‌ها نه رياست
6) از بين رفتن ترس
7) ربط واحدها با همديگر نه انجام امور توسط هر بخش در يك مسير مجزا
8) شعار بي‌محتوا ندادن
9) عدم توجه به آمار، ارقام و كميت
10) احساس غرور و لذت از كار
11) خود اصلاحي
12) كمك گرفتن از همه همكاران
13) بازرسي كلي، دور و هميشگي
14) همكاري خواستن از افراد در گرفتن تصميمات
موانع اساسي مديران در مسير گوش سپردن به سخنان كاركنان
1) سابقه طولاني نظام غير دموكراتيك و سلسله مراتبي
2) خود شيفتگي
3) بدبيني و گريز از واقعيت
4) كمبود وقت
5) ناشكيبايي در جايگاه شنونده
6) انبوه مسائل و فقدان تمركز
7) ناتواني كاركنان در تبادل پيام و گفتگوي مؤثر

***************


9 گام به سوی اخراج!



مترجم: راحله زند وكيلي

اگر مي‌خواهيد به آساني كار خود را از دست بدهيد و به قول معروف به سه شماره اخراج
شويد به موارد زير عمل كنيد:

1- به توقعاتي كه از شما دارند، توجه نكنيد. به گفته‌هاي مديرتان در رابطه با
نقش وظيفه‌تان در واحد يا در رابطه با ديگر واحدها يا امورهاي ديگر سازمان، توجه
نكنيد وظايف خود را انجام ندهيد.
2- هميشه بگوييد: " اين در وظايف من تعريف نشده است". براي مديرتان چارچوب
تعيين كنيد تا نتواند كارهاي متفاوت را به شما واگذار كند و به او بفهمانيد كه فقط
به فكر چك حقوقتان هستيد و نه كار. در اين صورت، مديرتان فوراً‌ به فكر يك جايگزين
فعال براي شما خواهد افتاد.
3- از اموال شركت به نفع خودتان بهره ببريد.ساده‌ترين مثال اين است كه با ماشين
شركت در ساعت اداري براي خانه‌تان خريد كنيد؛ يعني از وقت مأموريت و وسيله انجام آن
به نحو احسن به نفع خودتان استفاده كنيد تا اعتماد همه نسبت به شما سلب شود.
4- با استفاده از تكنولوژيهاي موجود در شركت به كارهاي شخصي‌تان برسيد. با
موبايلي كه شركت در اختيارتان قرار داده براي دوستانتان پيام كوتاه بفرستيد و
ساعتها با آنها صحبت كنيد، با كامپيوتر شركت ايميل‌هاي شخصي‌تان را چك كنيد و
ساعتها در اينترنت بچرخيد و به كارهاي اداري تان كوچكترين توجهي نكنيد.
5- پيش هر كس و ناكسي از شغل و شركتتان گله و ابراز نارضايتي كنيد. هميشه پشت
سر مدير و رئيس و همكاران خود (به راست يا دروغ) بدگويي كنيد و از حقوق كم و شرايط
اسف‌انگيز محيط كارتان گله كنيد تا به گوش همه جهانيان از جمله مديرتان برسد و با
در خطر قرار گرفتن آبروي شركت، اخراج شويد.
6- كار گروهي را به كل فراموش كنيد. هيچ‌كس دوست ندارد كه با يك كارمند تنبل و
تك‌رو همكار باشد پس اگر مي‌خواهيد به سرعت از مجموعه حذف شويد، تنبلي و تك‌روي را
پيشه كنيد، در اين صورت همه همكارانتان به سرعت مترقي مي‌شوند، جنب‌وجوش دارند و به
اهداف والا فكر مي‌كنند و شما كه در اين مجموعه وصله ناجوري هستيد بايد حذف شويد.
7- مسائل شخصي‌تان را به اداره منتقل كنيد. تمام كارهاي شخصي‌تان را در ساعت
اداري انجام دهيد و از كارتان بزنيد. چارچوب ذهنتان را به حل مشكلات خانوادگي و
شخصي اختصاص دهيد و كوچكترين توجهي به محيط كار و مشكلات آن نداشته باشيد.
8- به ساعت اداري توجه نكنيد. هيچ توجهي به ساعت كار نداشته باشيد و هر وقت
دلتان خواست بياييد و هر وقت هم خواست برويد. مثلاً‌ صبحها دير بياييد و بعدازظهر
زودتر از اتمام ساعت كار برويد. در اين صورت مديرتان شما را حذف شده مي‌داند.
9- به زمانبندي و راهنمايي ها توجه نكنيد. در پروژه‌ها به زمانبندي و روش كار
توجه نكنيد و از هيچ‌كس هم نپرسيد. در اين صورت همكارانتان به شما كمك مي‌كنند كه
زودتر اخراج شويد يا كار جديدي پيدا كنيد و از جمع آنها برويد.
www.abbas40.blogfa.com

*******************

اصل احترام در مدیریت


انسان از زمان تولد دارای شخصیت مستقل و منحصر به فردی می باشد. اگرچه وراثت و
عوامل دیگر در شکل گیری شخصیتی انسانها تاثیر دارند و لی اصل وجود شخصیت برای انسان
امری بدیهی و قابل قبول می باشد وبراین اساس انساس خود را دوست دارد وانانی که به
او احترام می گذارند وحدود شخصیتی اورا رعایت میکنند را نیز دوست دارند.افراد خود
به دیگران احترام می گزارند و علاقه دارد که به او احترام بگذارند. مدیر اموزشگاه
نیز باید این اصل را رعایت کند و همه عواملی که در امر شخصت دادن به دیگران دارای
تاثیر واهمیت می باشد رامانند احوال پرسی و دست دادن و لبخند زدن و تعارف کردن و از
جای خود بلند شدن و ... را در برخورد با دیگران رعایت کند. این رفتارها نباید
ساختگی و تصنعی باشد بلکه باید از عمق وجود شخص باشد. مدیر اموزشگاه باید با اصول
انسانی و اخلاقی برخاسته از مکتب ناب اسلامی به همه موارد مربوط به احترام نسبت به
دیگران توجه نماید. دانش اموزان و کارکنان و اولیا ی دانش موزان به رفتارهای
احترام امیز مدیر توجه داشته و در صورت برخورد احترام امیز مدیر احساس نزدیکی به
مدیر اموزشگاه خواهند نمود. استفاده از کلمات احترام امیز همراه با احساس محبت فضای
مطلوب ومناسب اموزشی وپرورشی را در اموزشگاه بوجود خواهد اورد . مسلما کلیه عوامل
انسانی اموزشگاهی نیز با شیوه احترام امیز با مدیر اموزشگاه برخورد خواهند نمود.



 برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش آموزان


در برنامه درسی مدارس ابتدایی و راهنمایی ومتوسطه وییش دانشگاهی وکار ودانش در طول
ساعات آموزشی روزانه بین هر ساعت آموزشی 10تا 15 دقیقه تفریح وجود دارد که دانش
آموزان از این ساعت تفریح برای استراحت و تجدید نیرو ورفع مشکلات خود و ارتغذیه
استفاده میکنند.. مدیر آموزشگاه میتواند برای این ساعات کوتاه تفریح نیز برناه
ریزی زیر برای همکاران آموزشی و دانش آموزان داشته باشد.
1- کنترل ونظارت : درساعات تفریح به دلیل حضور کلیه دانش آموزان در بیرون از کلاس
درس ، مدیر آموزشگاه بایدبا کمک از همکاران اداری خود نسبت به نظارت وکنترل
رفتارهای دانش آموزان برنامه ریزی نمایند . عدم خروج دانش آموز از محوطه آموزشگاه و
جلوگیری از برخورد وتنش و بوجود آوردن فضای مطلوب آرامش و آموزشی از اولویتهای
مدیریت ساعات تفریح می باشد
2- ارایه تغذیه سالم : ساعات تفریح دانش آموزان نسبت به استفاده از تغدیه که با خود
آورده اند یا از فروشگاه مدرسه تهیه می نمایند اقدام می نمایند. لذا در این خصوص
مدیر اموزشگاه می تواند در خصوص مکان مناسب برای تغذیه اقداماتی از قبل انجام داده
و سرویس های آبخوری مدرسه را مرتبا مورد بازدید قرار داده و مسایل بهداشتی را در حد
مناسب مدنظر داشته باشد.
3- نظارت برنظافت سرویس های بهداشتی : استفاده جمع زیادی ازدانش آموزان از سرویس
های بهداشتی ، کنترل و نظارت کامل مدیر آموزشگاه را می طلبد . لذا مدیر مدرسه در
ابتدا و در طول ساعات آموزشی بابد مسئولیت همکاران خدماتی را بطور مکرر ومستمر
گوشزد تا آنان نسبت به شست و شو و پاکیزه نمودن سرویس های بهداشتی و رفع خرابی های
آن اقدام نمایند و دانش آموزان مشکلی در ساعات تفریح نداشته باشد..
4- در ساعات تفریح مدیر ومعاون و مشاور و مربی تربیتی متناسب با وظیفه خود در حیاط
آموزشگاه حضور داشته و بطور مستقیم وغیر مستقیم نظاره گر رفتار های دانش آموزان
باشند . مخصوصا استفاده از کتابخانه مدرسه و تشکل های دانش آموزی در ساعات تفریح
بیشتر خواهد بود . مشاور مدرسه نیز بر اساس وظیفه خود بیشتر در ساعات تفریح در
اختیار دانش آموزان باشد.
5- مدیر آموزشگاه در ساعات تفریح نیز می تواند برای معلمان خود نیز دارای برنامه
باشند اطلاع رسانی به دبیران در خصوص آخرین دستورالعمل ها و بخشنامه ها ، ارتبا ط و
گفتگو با معلمان در خصوص وضعیت درسی و اخلاقی دانش آموزان ، در خواست راهکار و نظر
دبیران ، بوجود آوردن فضای مطلوب ارتباطی معلمان با اولیای دانش آموزان یا خود دانش
آموزان ، مطرح کردن برخی موضوعات آموزشی و انضباطی و تربیتی با دبیران و ... در
ساعات تفریح بسیار مناسب خواهد بود که نیاز برنامه ریزی مدیر دارد.
6- ساعات تفریح زمان مناسب برای استفاده دانش آموزان از تابلوی اعلانات مدرسه ، و
اطلاع رسانی دفتر آموزشگاه به دانش آموزان در خصوص موارد آموزشی و انضباطی می باشد.

ساعات تفریح با برنامه ریزی و مدیریت صحیح ، فرصت مهم دیگر برای فعالیتای آموزشی و
پروزشی می باشد.



 برنامه ریزی فروشگاه مصرف دانش اموزان

فروشگاه مصرف که عموما توزیع مواد غذایی و لوازم التحریر را در اموزشگاه برعهده
دارد به دلیل تجمع وحضور دانش اموزان در اموزشگاه از اهمیت زیادی برخوردار بوده که
برنامه ریزی مدیر اموزشگاه را می طلبد . فروشگاه اموزشگاه از اهمیت زیر برخوردار
میباشد:
1- اهمیت اقتصادی 2- اهمیت غذایی 3- اهمیت بهداشتی 4- اهمیت تعاون وهمکاری
1_ اهمیت اقتصادی : فروشگاه مصرف دانش اموزی متناسب با جمعیت دانش اموزی و میزان
درصد فروش میتواند برای آموزشگاه از نطر اقتصادی مفید واقع شود و بخشی ازهزینه های
مدرسه را تامین نماید . با فروش موادغذایی و دیگر وسایل موجود در فروشگاه با درامد
آن میتوان هزینه های رفاهی کارکنان ودانش آموزان مدرسه را برطرف نمود . دراین مورد
فعالیت فروشگاه در جهت افزابش سود ودرامد اقتصادی نیست ولی از حداقل توان مالی ان
در جهت اموزشگاه برنامه ریزی میگردد.
2- اهمیت غذایی: دانش آموزان بیش از 6تا ۸ساعت از وقت خودرا در مدرسه میگذرانند و
برخی از آنان بدون صرف صبحانه در آموزشگاه حضور می بابند وبا توجه به سن رشد جسمی
نوجوانان ، تغذیه در آموزشگاه دارای اهمیت خواهد بود بنابراین مدیر آموزشگاه
میتواند با تهیه مواد غذایی مقوی و سالم در جهت تامین غدای سالم دانش آموزان گام
بردارد اگرچه هرسال اداره منطقه در خصوص عدم استفاده از مواد غذایی ناسالم و کم اثر
تذکراتی به مدرسه میدهد ولی مدرسه میتواند با کمک دانش آموزان و انجمن اولیا نسبت
به تهیه مواد غذایی مناسب و علمی و بهداشتی اقدام نماید.
3- اهمیت تعاون وهمکاری : از انجا که تشکیل فروشگاه مصرف در مدرسه یک کار گروهی و
جمعی میباشد مدیر آموزشگاه میتواند با برنامه ریزی فضای مناسب تعاون وهمکاری را
درمدرسه برقرار نماید.
www.abbas40.blogfa.com

*************

 
رفتارهای مثبت مدیر ، بایدهای مدیریت آموزشگاهی

یکی دیگر از اصول مدیریت آموزشگاهی ، رفتارهای مثبت مدیر در مدرسه می باشد. از آنجا
که هر کلام ورفتار و برخورد مدیر دارای بار مثبت ومنفی می باشد و محیط آموزشی متاثر
ار روابط سالم مدیر با مجموعه آموزشی واداری می باشد لذا رفتار مثبت مدیر دارای
انرژی زیاد بوده و عامل فعالیتهای خوشایند می باشد. در ورزش صبحگاهی از فردی که با
لبخند و خنده ورزش می کرد سئوال کردند که چرا به هنکام ورزش می خندی در پاسخ گفت
خنده باعث انبساط روحی افراد شده و در کنار انبساط جسمی انبساط روحی نیز لازم می
باشد . لذا هرگونه فعالیتهای مدیر در اموزشگاه به هنگام رفتارهای مثبت باعث شادمانی
و ارتباط عاطفی مدیر با کارکنان و دانش آموزان میگردد. مطمئنا مدیر نیز یک انسان
بوده که عوامل مختلفی بر خلق وخوی او تاثیر میگذار ولی تسلط مدیر بر اعصاب خود
وکنترل رفتارهای بوجود آممده باعث رفتارهای مثبت دیگران میگردد. مثالی وجود دارد که
هروقت مدیر وکارکنان و دانش آموزان وارد محیط آموزشگاهی می شوند تلخی ها و مشکلات
زندگی زا فراموش کرده و فضای آموزشگاه را با رفتارهای شایسته شاداب گردانند.
دانش آموزان وکارکنان با تفاوتهای فردی و روحی در مواجه با مدیر که یک الگوی رفتاری
کامل می باشد به یک رفتار یکسان می رسند. تنش ها و کینه ها و دلواپسی ها عامل افت
شخصیتی شده و مانع رفتارهای عاطفی سالم می گردند.
میتوان رفتارهای مثبت خوب را با عینک خوشیبنی در محیط آموزشگاه حاکم گرداند و رکن و
عامل اصلی این رفتارها مدیر مدرسه می باشد.
افراد با شیوه های رفتاری متفاوت مانند دمدمی مزاج و بلغمی مزاج و نمونه های دیگر
که برخواسته از جهان بینی و تفکر آنان ونوع تربیت روحی آنان میباشد در جامعه وجود
دارند وهریک دارای نقش خاص وعام در محیط زندگی خود می باشند وهیچ شکی در ان نمی
باشد ولی تهذیب نفس و کنترل و هدایت غرایز خود میتواند تاثیر روحی ومثبتی بر افراد
داشته باشد و مدیر آموزشگاه نیزباید هوشیارانه به این امر توجه داشته باشد. همه
نگاههای عوامل انسانی آموزشگاه مانند اولیا و دانش آموزان و دبیران و کادر اداری به
شیوه رفتاری و اخلاقی مدیر می باشد.


 شوراها و انجمن ها ی مدرسه

 در رابطه با شورای مدرسه ، شورای دانش اموزی ، شورای معلمان و انجمن اولیا مطالبی  جهت اطلاع اعلام میگردد:
1- مدیر مدرسه به عنوان نماینده آموزش وپرورش منطقه مسئول حسن اجرای فعالیتهای
آموزشی پرورشی مالی واداری مدرسه میباشد ودر کلیه امور مسئولیت دارد و موظف است
براساس مقررات با برنامه ریزی های مناسب و استفاده از مشارکت کارکنان دانش آموزان و
اولیای آنها وبا بهره گیری از امکانات و ظرفیت های داخل و خارج از مدرسه جهت تحقق
اهداف مصوب دوره تحصیلی تلاش کند به گونه ای که ارزیابی عملکرد سال تحصیلی بیانگر
ارتقا و رشد کیفی دانش آموزان در ابعاد مختلف باشد ( ماده 4 آیین نامه اجرایی
مدارس)
2- ماده 5 و6 و7 و8 و9 آیین نامه اجرایی برخی از مسئولیتهای مدیر مدرسه را اعلام می
نماید.
3- شورای مدرسه که مدیر مدرسه و معاونین و یک نفر از مربیان امورتربیتی یا مشاوران
به انتخاب مربیان ومشاوران و نماینده شورای معلمان و نماینده انجمن اولیا ومربیان
به انتخاب انجمن در مدرسه تشکیل میگرددمهمترین مرکز تصمیم گیری در آموزشگاه محسوب
میگردد. براساس ماده 10 آیین نامه اجرایی شورای مدرسه اینگونه تعریف شده است :
در راستای سیاست مدرسه محوری و تفویض اختیارات به مدارس و به منظور توسعه مشارکت ،
همکاری و استفاده از تجارب معلمان مربیان و اولیای دانش آموزان در اداره مدرسه ،
بهبود فرایند تصمیم گیری ، ارتقای کیفی فعالیتهای آموزشی و پرورشی واداری ، تدوین
برنامه های سالانه مدرسه و هماهنگی امور و نظارت بر فعالیتهای مربوط ، در هریک از
مدارس شورایی به نام شورای مدرسه تشکیل میگردد.
4- شرح وظایف شورای مدرسه با 29 بند در آیین نامه آورده شده است و ریاست شورا با
مدیر مدرسه است و مسئولیت اجرای تصمیم های شورای مدرسه نیز به عهده مدیر مدرسه بوده
و همه کارکنان مدرسه موظفند برای اجرای مطلوب مصوبات شورا همکاری نمایند.
5- در هر سال تحصیلی مدیر باید در اولین فرصت و حداکثر یک ماه پس از بازگشایی مدارس
نسبت به تشکیل شورای مدرسه اقدام وجلسات شورای مدرسه حداقل هر دوهفته یکبار تشکیل
خواهد شد.
6- شورای مدرسه با حضور 2/3 اعضا رسمیت می یابد و با اکثریت حاضرین قابل اجرا می
باشد و مصوبات شورا نباید با ایین نامه ها و مقررات عمومی کشور و ضوابط وزارت اموزش
وپرورش مغایریت داشته باشد.

*************

 برنامه ریزی برای نماز جماعت مدرسه


آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند!
و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند
فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »


اصل یازدهم:برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران:.
یکی از مهمترین وظایف مدیر آموزشگاه که از نظر تربیتی دارای اهمیت می باشد برگزاری
نماز جماعت در مدرسه می باشد . دانش آموزان و کارکنان آموزشگاه عموما تا ساعت حدود
13 در آموزشگاه حضور داشته لذا مدیر آموزشگاه با برنامه ریزی اصولی می تواند نسبت
به برگزاری نماز جماعت اقدام نماید.:( این نکات را در نوشته بعدی می آورم )



نظرات مدیران درباره سرگروههای آموزشی

نظرات مدیران متوسطه و پیش دانشگاهی در خصوص فعالتهای سرگروه های آموزشی

1- حضور سرگروههای آموزشی در جلسات ماهانه مدیران هر سه ماه ( برگزاری جلسات مشترک
)
2- حضور مستمر در مدارس و بررسی وضعیت آموزشی دبیران وارزیابی عملکرد آنان و
راهنمایی ومشاوره با دبیران ومدیران
3- الکو بودن سرگروهها در محیط کار خود
4- اهل تحقیق ومطالعه بوده و با یافته های علمی روز آشنا باشتد.
5- بازدیداز کلاسهای درس ومشاهده مستقیم در کلاس ( نحوه کلاسداری ، نحوه تدریس ،
ثبت فعالیتها و...)
6- اعلان بموقع بودجه بندی و حذفیات و اعلام به دبیران در جلسات گروه علاوه
بربحشنامه
7- نظارت وکنترل در خصوص نحوه طرج سئوالات وبارم بندی دبیران
8- آموزش آخرین شیوه های علمی تدریس به دبیران
9- تشکیل جلسات بررسی کتاب و ایجاد هماهنگی بین اعضای گروه درمورد شیوه تدریس
10 تشکیل جلسات گروه در خارج از ساعات اموزشی انجام گیرد .
11- سرگروه افراد توانمند پیگیر ودارای خلاقیت وابتکار و نوع اوری وتجربه باشند.
12 پیگیری مشکلات و مطالبات دبیران
13- دریافت مطالب ومقالات تخصصی دبیران و انعکاس به مدارس
13- مطلع کردن همکاران از آخرین بخشنامه ها وتصمیمات اتخاذ شده بصورت مکاتبه یا
تلفنی و یا همراه (اس ام اس )
14- کاربیشتر با دبیرانی که از نظر کلاسداری یا تدریس دچار مشکل هستند.
15 – استفاده از دبیران موفق و با تجربه در همه مدارس منطقه
16- تنظیم برنامه سالانه جلسات و برنامه های اموزشی دیگر
17- حضور پراکنده همکاران در مدارس به جای حضورگروهی
18-استفاده از متخصصان وصاحب نظران تعلیم وتربیت وآموزشی درجلسات عمومی و تخصصی
دبیران
19- ایجاد وب سایت علمی و اموزشی توسط گروههای اموزشی منطقه
20- ارزیابی صحیح از عملکرد یکساله گروهها و تشویق گروههای موفق
21- بیان انتظارات گروههای اموزشی درطول سال تحصیلی و نظارت براجرای ان درطول سال


************



شورای معلمان :
به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگی در امور اموزشی واداری وپرورشی مدرسه و تامین
مشارکت معلمان درحسن جریان اموزشی و پرورشی واداری مدرسه ، شورایی به نام شورای
معلمان با شرکت همه معلمان ، مربیان و مشاوران مدرسه تشکیل می گردد. وظایف شورای
معلمان در 16 ماده و 3تبصره در آیین نامه اجرایی مدارس بیان شده است . ( ماده 15
آیین نامه اجرایی مدارس )
همانطور که قبلا نوشته شده شورای دبیران یکی از ارکان مهم مدرسه بوده که نقش بزرگی
در پیشرفت فعالیتهای آموزشگاهی داشته و کمک زیادی به مدیریت آموزشگاهی می
نماید.جلسات شورای معلمان بصورت ماهانه برگزار میگردد که موارد ذیل در خصوص شورای
معلمان بیان میگردد:
1- در اولین جلسه شورای معلمان در ابتدای سال تحصیلی نسبت به انتخاب نماینده معلمان
برای شرکت در جلسات شورای مدرسه و انجمن اولیا ومربیان و شورای مالی اقدام می کردد.

2- محتوی و دستورکار و زمان ومکان جلسات شورای معلمان برای یکسال تحصیلی مشخص
میگردد.
3- به مدیران آموزشگاهها توصیه میگردد که جلسات شورای دبیران را با رعایت نکات ذیل
برگزار نمایند:
الف ) موضوعات کاربردی در دستورکار قرار گیرد. ب) جلسات دریک جا برگزار نگردد
ومتناسب با فصل در منطقه ییلاقی یا مکان های دیگر برگزار گردد. ج) هریک از
نقش موثر در جلسات داشته باشند
4- در جلسات از افراد صاحب نظر استفاده گردد
5- جلسات مشترک با منتخب اولیا برگزار گردد.


*************
شورای دانش آموزی :

شورای دانش آموزان یکی دیگر از ارکا ن مدرسه ( مدرسه 5 رکن دارد
، 1 – مدیر 2- شورای مدرسه 3- انجمن اولیا ومربیان 4- شورای معلمان 5- شورای دانش
آموزان ) میباشد.براساس ماده 18 آیین نامه اجرایی مدارس ، شورای دانش اموزی به
منظور مشارکت دانش اموزان در امور مربوط به مسایل آموزشی ، پرورشی ، انضباطی ،
ورزشی و فوق برنامه و ایجاد ارتباط صحیح و مستقیم دوسویه بین دانش اموزان و اولیای
مدرسه و ارج نهادن به شخصیت و کرامت آنان و تقویت اعتماد به نفس و خود باوری و
مسئولیت پذیری و مشارکت جویی در آنان در سطح مدارس تشکیل میگردد.
شوراهای دانش آموزی در کلیهآموزشگاهها اعم از دبیرستان ها و هنرستان ها و مراکز
پیش دانشگاهی تشکیل میگردد. انتخابات بصورت هماهنگ در آخرین پنج شنبه مهر ماه هرسال
تحصیلی با پیام وزیر آموزش وپرورش برگزار میگردد دانش آموزان علاقمند به عضویت در
شورا باید حداقل 15 روز قبل از انتخابات خودرا کاندیدا نموده ودر دفتر مدرسه ثبت
نام نمایند و مدیر موظف است با همکاری شورای مدرسه و مربیان پرورشی اسامی
کاندیداهای نهایی را از طریق نصب در تابلو اعلانات مدرسه و اعلام در مراسم آغازین
به اطلاع دانش آموزان برساند. دانش آموزان میتوانند به مدت یک هفته پیرامون دید
گاهها نظرات و برنامه های خود به تبلیغ به پردازنند. ( کتابچه توسعه مشارکت تشکل
های دانش آموزی مدارس متوسطه از آموزش وپرورش )
ترکیب اعضا و شرح وظایف و شیوه انتخابات در بخشنامه و دستورالعمل های آموزش وپرورش
به مدارس آمده است ولی آنچه که مدیر در برنامه ریزی برای انتخابات مسئولیت دارد
مهمتر بوده که چند مورد اشاره میگردد.
1- حداقل دوهفته به پایان مهر مدیر آموزشگاه در مراسم صبحگاه یا با چاپ برشور
وبرگزاری مسابقات دانش آموزان را از شرح وظایف و جایگاههاو اهمیت شورای دانش آموزی
مطلع نماید.
2- مدیر آموزشگاه سعی نماید با تشکیل ستادی یا حضور نمایندگان کلاسها و دبیران و
اولیا نسبت به نظارت برانتخابات وبرگزیدن کاندیداهای شایسته با حداقل معیارهای
معقول ومعتدل اقدام نمایند البته این امر با ظرافت خاصی باید انجام گیرد.
3- انجام تبلیغات و انتخابات سالم به درایت و سلامت کاری مدیرآموزشگاه بستگی
دارد.بعضی از دانش آموزان با تهدید تا تمطیع به جمع آوری آرا می پردازنند یانسبتهای
دوستی یا همکلاسی را در نظر می گیرند که باعث آسیب به افراد شایسته میگردد اگرچه
این امر در شورای شهر وروستا یا نمایندگی مجلس نیز وجود دارد ولی آگاهی بخشی در جهت
انتخابات سالم نوعی هدایت وتمرین محسوب میگردد.
4- برای دانش آموزان کاندیدا امکانات لازم مانند کمک در چاپ تبلیغات آنان و
فضایمناسب برای بیان خواسته ها و دیدگاهها توسط مدیر آموزشگاه فراهم گردد.
5- مدیر آموزشگاه میتواند فضای رقابت سالم به وجود آورده ودانش آموزان را را هدایت
به ارایه برنامه های جالب با محتوی خلاقیت وابتکار نماید .

*************

1- انجمن اولیا ومربیان 2- شورای دانش دانش آموزی 3- شورای دبیران
1- انجمن اولیا ومربیان:
به منظور تقویت همکاری و مشارکت اولیای دانش آموزان برای کمک به ارتقای کیفیت
فعالیتهای آموزشی پرورشی وگسترش ارتباط دوکانون مقدس خانه ومدرسه انجمن اولیا
ومربیان باترکیب اعضا و وظایف اولیا ومربیان تشکیل میگردد (ماده 14 آیین نامه
اجرایی مدارس تابستان 79 )
ترکیب اعضا:1- مدیر مدرسه 2- نماینده شورای دبیران 3- معاون پرورشی یایکی از مربیان
امور تربیتی ودر صورت نبودن مربی ، یکی از معلمان آگاه به مسایل تربیتی به انتخاب
مدیر 4- یکی ازمعاونین 5- منتخبین اولیای دانش آموزان
برای انتخاب نماینده شورای دبیران ( در جلسه شورای مدرسه نیز شرکت می کند ) در
مهرماه با حضور کلیه کارکنان آموزشی انتخابات برگزار و نماینده مشخص میگرددولی
انتخابات نمایندگان اولیا به دلیل گستردگی تعداداولیا در هفته پیوند(هفته سوم ماه
مهر ) با قانون خاصی صورت می گیرد کلیه موارد به انتخابات وشرح وظایف اعضای انجمن و
نمونه صورت جلسات در دفتر برنامه کار از طرف انجمن اولیا ومربیان سراسر کشور به
مدارس ارسال میگردد.
نقش مهم مدیر در فراخوانی اولیا و برگزاری انتخابات سالم وجلب اعتماد اولیا و
انتخاب افراد با روحیه مسئولیت پذیریو توانمندی فکری و شخصیتی می باشد. در این خصوص
مدیران آموزشگاه باید دارای تدبیر و برنامه باشند مواردی که مدیر بایددر انتخاب
اولیا توجه نماید بشرح ذیل است.
1- کاملا دستورالعمل های مربوط به برگزاری انتخابات ازجمله انتخاب رئیس سنی و برگه
ارای و ارایه گزارش کار فعالیتهای سال گذشته و تشویق انجمن سال قبل و برنامه مدرسه
در سال تحصیلی جدید ... را بررسی و مطالعه نماید.
2- از قبل ( دهفته اول ودوم مهر) شناخت کاملی از اولیا داشته و نسبت به ترغیب
وتشویق اولیای توانمند برای شرکت در انتخابات اقدام نماید.
3- طی فرمی اطلاعات خود را از توانمندی ها و علاقمندی های اولیا و نظرا آنان اگاه
گردد.
4- جلسه را طولانی و یکنواخت برگزار ننماید و در قالب برشوری عملکر مدرسه یا نکات
لازم تربیتی و آموزشی را به اطلاع اولیا برساند .
5- در جلسه عمومی هیچگونه مشارکت مالی از اولیا دریافت ننماید. ولی مشکلات و مسایل
مختلف آموزشی وپرورشی را به اطلاع اولیا برساند.
6- قبل از گردهمایی جلساتی با کادر اداری وآموزشی یرگزار و حضور آنان به نوعی در
جلسات استفاده گردد.
7- مدیر آموزشگاه سعی نماید در انتخاب زمان و مکان دقت لازم را داشته باشد و حتما
نباید جلسات را در راهرو یا حیاط آموزشگاه برگزار نماید بلکه می تواند جلسات عمومی
را در سالن اجتماعات شهر نیز برگزار نماید. علت توجه به زمان این است که در مناطق
وشهرستانهای کوچک امکان برگزاری جلسات در مدارس دیگر می رود که تداخل جلسه مشکلاتی
برای مدیر و جلسه انجمن ایجاد خواهد نمود.
8- شیوه برگزاری انتخابات و اهداف انجمن اولیا قبلا طی نامه ای از طرف مدرسه به
اطلاع اولیا رسانده شود.

*******************

برنامه ریزی برای اماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای اموزشی واداری


شروع فعالیتهای اموش وپرورش در مدارس از اول مهرماه تا پایان شهریور ماه می باشد .
ولی مدیرا ن مدارس برخی فعالیتهای ضروری را باید قبل از شروع سال تحصیلی انجام داده
که عموما خانه تکانی لقب گرفته است .عموما برخی فعالیتهایی که مدیران آموزشگاهها به
آن در شهریورماه جهت آماده نمودن فضای مدرسه انجام می دهند به شرح ذیل می باشد.
1- بهسازی فضای آموزشگاه مانند رنگ آمیزی ، تعمیر شیرالات ونظافت سرویس های بهداشتی
و آبخوری ، تعمیر و تعویض روشنایی های کلاس وساختمان ، بهسازی حیاط آموزشگاه ، تمیز
و بهسازی شیشه های مدرسه ، تعمیر دری های شکسته کلاسها ، تعمیر و تجهیز میز و صندلی
یا نیمکت دانش آموزان ، تعویض پرچم مدرسه ، شست وشوی کلاسها و راهروها و حیاط مدرسه
، و...
2- برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کادر اداری
3- ثبت نام دانش آموزان جدید
4- بررسی مجدد پروندهای دانش آموزان و انتقال پرونده دانش آموزان قبولی و جدا کردن
پرونده های انتقالی یا مردودی
5- تشکیل جلسه با دبیران قبل از شروع سال تحصیلی
6- تهیه برنامه سالانه اموزشگاه با تصویب شورای مدرسه
7- تشکیل جلسه با کادر اداری مدرسه وبررسی مجدد شرح وظایف ها

 


*****************
 
 قاطعیت مدیریت آموزشگاهی


مدیر آموزشگاه با استفاده از تخصص ودانش مدیریت و تحربیات کاری در محیط مدرسه باید
اصل قاطعیت را در نظر داشته و به ان عمل نماید. در همه زمینه ها حرف اخر را مدیر
اموزشگاه یزند و این حرکت با قاطعیت همراه خواهد . تدبیر استفاده از قاطعیت به
توانمندی و مهارتهای مدیر اموزشگاه برمی گردد. در مسایل انضباطی دانش اموزان و
همکاران ،این قاطعیت مدیر می باشد که فضای مناسب برای رعایت مقررات ونظم را بوجود
می اورد . البته این اصل منافاتی با روابط انسانی نخواهد داشت زیرا حتی در روابط
انسانی نیز حریم ومحدوه خاص وجود دارد. که افراد رعایت می کنند.اصل فاطعیت در حقیقت
مرحله اجرایی فعالیتای میر آموزشگاه خواهذ بود.پذیرفتن شخصیت مدیر باعث تاثیر بیشتر
رفتارهای وی واصل قاطعیت در بین همکاران و دانش اموزان میگردد. در مسایل اموزشی
وپرورشی نیزنوع رفتار مدیر باید مصصم بودن و مقیذ بودن را برساند. اگر رفتارهای
مدیریتی در شخص درونی شود بازتاب آن پذیرفتن شخصیت مدیر و محکمی تصمیم گیری های وی
خواهد بود

راهكارهايي ساده در مديريت اثربخش
1) به‌‌جاي يافتن مقصر و سرزنش وي مشكل را حل كنيد.
2) به كاركنان بگوئيد نتيجه مورد نظر شما از انجام كار چيست، نه اينكه
چگونه كار را انجام دهند.
3) انجام وظايف را مديريت كنيد، نه نوشته‌هاي روي كاغذ را.
4) هر كاري را خودتان انجام ندهيد.
5) انتظار نداشته باشيد كاري را كه بد شروع كرده‌ايد بتوانيد به سادگي
بهبود ببخشيد.
6) از دفتر خود خارج شويد.
7) در رهبري كاركنان، خود كارمند نمونه باشيد.
8) كارهاي ساده را به ديگران واگذار كنيد.
9) تظاهر به خوبي نكنيد.
10) كيفيت، هماهنگي براي دستيابي به ضرورت‌ها و نيازمندي‌هاست.
11) از اشتباهات ديگران درس بگيريد.
12) هدف‌هاي هوشمندانه داشته باشيد، اهدافي واقع‌بينانه و روشن برگزينيد.
13) الگو باشيد.
14) اهداف، برنامه‌ها و ابزارهاي اندازه‌گيري برنامه‌هاي خود را بشناسيد.
15) به مديران و سرپرستان سازمان خود آموزش دهيد.
16) با دهان باز نمي‌توانيد شنونده خوبي باشيد.
17) به آنچه در مورد آن داد سخن مي‌دهيد، عمل كنيد.
18) رهبران عامل تغييرند.
19) خود را محدود نسازيد. تفاوت مدير و رهبر در آن است كه رهبران براي خود
محدوديت قائل نيستند.
20) هدايت كشتي در آب‌هاي آرام براي همه آسان است.

www.abbas40.blogfa.com

*****************


برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران


برگزاری نماز جماعت در مدرسه از ظرافت و هنر خاصی برحوردار است و بد عمل کردن در
این مور آسیب جدی به باورهای دانش اموزان وکارکنان وارد می نماید لذت پیشنهاد
میگردد بدون برنامه و توجه ، نماز جماعت در مدرسه اجرا نگردد لذاتوصیه میگردد
موارد ذیل رعایت گردد :
۱-مکان اقامه نماز تمیز و بهداشتی و زیبا بوده ومرتبا نظافت و بهداشت آن رسیدگی
گردد.
2- شورای اقامه نماز جماعت با حضور نمایندگان هر کلاسی و مربی تربیتی و نماینده
دبیران و معاون تشکیل گردد.
3- حداقل نیم ساعت قبل از اذان و تشکیل نماز جماعت مدیر اموزشگاه ذهن و وقت خود را
درگیر نماز جماعت نماید .
4- یکی از دانش اموزان بعنوان متولی و مکبر نماز جماعت انتخاب گردد.
5- سعی گردد دانش اموزان در ساعت تفریح اخر بسمت وضوگرفتن هدایت گردند.
6- دانش اموزانی که بصورت مستمر در نماز جماعت شرکت می نمایند مورد تشویق قرار
گیرند.
7- حتی الامکان دانش اموزانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند کلاس احکام برای انان
برنامه ریزی گردد.
8- احکام مربوط به نماز توسط یکی تز دانش اموزان یا امام جماعت بصورت موردی و عملی
در هر نماز جماعت گفته شود
9- در نماز جماعت از روحانی برای امامت دعوت گردد.
10- در صورت کوچک بودن مکان نماز بصورت کلاسی برنامه ریزی گردد. روزی یک کلاس
درنماز شرکت نمایند .
11- دانش اموزانی که در نماز جماعت محله خود ومساجد حضور دارند شناسایی و تشویق
گردند.
12- اسامی مجتهدین اعلام ودانش اموزان هدایت به انتخاب مجتهد گردند.
13- اردوهای تفریحی برای دانش اموزان شرکت کننده در نماز جماعت برنامه ریزی گردد.
14- مشکلات حاسیه دانس اموزان در خصوص وضو و کفشداری واسترس های دیگر مانند وسیله
نقلیه زمان خروج و.. را شناسایی و برطرف نمایید.
15- دانش اموزان که در نماز جماعت حضور ندارند بصورت موردی از آنان دلایل سئوال
گردد.

****************


طرح تشکیل شورای کلاسی


طرح تشکيل شوراي کلاس. در اين طرح 5 نفر با رأي دانش آموزان هر کلاس انتخاب مي
شوند. که البته سه نفر از آنها الزاماً بايد از دانش آموزان ممتاز درسي باشند. اين
شورا مسؤوليت کليه امور کلاس از قبيل: انتخاب و عزل نماينده کلاس، انتخاب و يا نوبت
بندي مراقب کلاس، ارتباط با معلمين و مسؤولين آموزشگاه و ... را بر عهده دارد. و در
پايان هر هفته گزارش کتبي از اقدامات خود در مورد مسايل آموزشي، انضباطي، پرورشي و
... را در اختيار معاون آموزشگاه قرار مي دهد. ضمناً کليه لوازم مورد نياز هر کلاس
از قبيل: گچ، کاغذ، وسايل ورزشي و ... در يک کمد مخصوص در اختيار رئيس شورا گذاشته
شده است. و با اين ترتيب ضمن صرفه جويي در مصرف اين وسايل دانش آموزان براي تهيه
اين وسايل نيازي به مراجعه مکرر به دفتر ندارند. همچنين شورا با همکاري ديگر دانش
آموزان اقدام به نظافت کلي کلاس، تميز کردن شيشه ها و تزيين کلاس مي نمايد. استفاده
از گلدان هاي گل طبيعي و مصنوعي زيبا در محيط کلاس و نصب تصاويري از مناظر طبيعي در
کلاس ها، محيط را بسيار زيبا و دل انگيز کرده است.

براي هركلاس يك فرم انضباطي تهيه كرده ام كه در آن اسامي دانش آموزان و تاريخ جلسات
درسي در پشت و روي آن نوشته شده است. و آنها را به نمايندگان كلاسها داده ام. در هر
جلسه تا رفتن من به كلاس، نماينده كلاس در يك طرف فرم به دانش آموزان ساكت و منضبط،
علامت + و در طرف ديگر فرم به دانش آموزان شلوغ علامت - مي دهد. هرازگاهي تعداد
مثبت و منفي دانش آموزان را در كلاس ميخوانم و به دارندگان مثبت بيشتر مسئوليت هاي
مختلف مي دهم مثلا" سه نفر از آنها را بعنوان شوراي كلاس تعيين ميكنم و اختيارات
ويژه اي را هم به آنها ميدهم يا يكي از آنها را (دارندگان مثبت بيشتر) مسئول فيلم و
تكنولوژي مي كنم يا ديگري را مسئول بازديد و اردو يا مسئول امتحانات و ... البته
نوع مسئوليت آنها با توجه به تعداد مثبت آنها تعيين مي شود . و دانش آموزاني كه
منفي دارند از يك سري كارها محروم كرده و تكاليف ويژه اي مي دهم.

كلاسي كه شاد و مهيج نبوده و دانش اموزان در آن علاقه اي به كار رياضي نداشته
باشند، نمی تواند كلاس رياضي باشد. كلاس رياضي بايد براي دانش آموزان شاد و مهيج
باشد تا دانش آموزان در اين محيط بتوانند ايده يابي ، ايده سازي و راه حل يابي
كنند. در اين مورد براي فهم عميق دروس توسط دانش آموزان اولويت هاي زير را در كلاس
جدي بگيريم : 1 - دادن فرصت تفكر به دانش آموزان بعد از هر سوال يا فعاليت 2 - دادن
فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر 3 - دادن فرصت براي دست و پنجه نرم كردن دانش آموزان
با مفاهيم رياضي (فردي يا گروهي) 4 - دادن فرصت پيش مطالعه و مطالعه و پس مطالعه 5
- دادن فرصت طرح سوال (سوالهاي ساده - متوسط - نكته دار) 6 - داشتن نوآوري و ابتكار
و توانمندي در برقراري رابطه صميمانه - محترمانه بادانش آموزان به نحوي كه اين
ارتباط دوطرفه بوده و فقط در كلاس نباشد و در محيط خارج از كلاس نيز ادامه داشته
باشد 7 - داشتن وبلاگ توسط دبير و ارائه برخي مطالب جالب و موازي با مفاهيم رياضي
در اين وبلاگ كه دانش آموزان از آن استفاده نمايند.

در فرآيند تدريس معلمي موفق تر است که کمتر حرف بزند و بيشتر دانش آموزان را به
تفکر وا دارد.من در ابتداي تدريس از يک مبحث مشخص چند سوال مطرح ميکنم.سپس به دانش
آمزان فرصت مي دهم که مبحث مورد نظر را مطالعه کنند.سپس همان پرسشها را از آنان
ميپرسم.دانش آموز بايستي پس از مطالعه بتواند به پرسش ها پاسخ دهد.البته انتظار
ندارم بتواند به همه پرسشها پاسخ دهد زيرا پرسشها از سطوح مختلف حيطه شناختي هستند.
پس از پرسش مطلب را تدريس مينمايم .(البته تدريس با روش هاي مختلف تدريس صورت مي
گيرد و فقط به صورت سخنراني نيست.)و مجددا همان پرسشها را از دانش آموزان مي پرسم و
نمره گذاري ميکنم.در جلسه بعد هم به تدريج با افزايش سطح پرسش ها کار را ادامه
ميدهم. اين روش مزايايي دارد: 1-دانش آموزان را وادار به مطالعه ميکند و انان روش
صحيح مطالعه را ياد ميگيرند. 2-دانش آموزان مطالب درسي را در همان جلسه کلاس ياد
ميگيرند و در منزل فقط مرور ميکنند. 3-با نظر خواهي در مورد پرسش ها از بقيه دانش
آموزان، هم کلاس فعال خواهد شد و هم دانش آموزان کم کار وادار به کار ميشوند.
4-دانش آموزان در پايان ترم يک مجموعه از نمونه سوالات خواهند داشت 5-رابطه معلم با
دانش آموزان يکطرفه نخواهد شد. 6-در اين روش دانش آموز با کتاب درسي انس بيشتري مي
گيرد و از آن به عنوان يک ابزار مهم در آموزش استفاده بهتري مي برد. 7 آموزش گروهي
در اين روش قابل اجراست.


با توجه به اين كه زبان يك درس پايه اي است و دانش آموزان بايد پايه قبل را خوب ياد
گرفته باشند تا در پايه جديد موفق باشند ، من دانش آموزان پايه دوم را كه ضعيف
هستند سرگروه دانش آموزان ضعيف پايه اول و دانش آموزان ضعيف پايه سوم را براي افراد
ضعيف پايه دوم سرگروه قرار مي دهم . چون اين افراد به دليل ضعيف بودن تا كنون
سرگروه نبوده اند ، ضمن اين كه بسيار راضي هستند، بدون اين كه مجبور شوند ناخودآگاه
در س هاي پايه قبل را مرور كرده ، هم اشكالا تشان رفع مي شود و هم افتخار مي كنند
كه آنها نيز سرگروه شده اند .
سایت خلاقیت
سایت
http://www.fekreno.org/

***************

 

روان شناسی رنگ

رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات،
درمان افسردگي و
اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون،
اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان،
اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد
دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن
و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم
عزاداري کاربرد دارد.
شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا
چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد.
متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار
گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود
ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست.
پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده
است.
حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر
طرفدار نگاهي بياندازيم.
پروفسور لوشر مي گويد:
سياه:
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي
از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و
سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در
کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته
نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي
کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما
احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و
شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند).
قهوه اي:
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما
طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ
جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که
به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.
خاکستري:
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و
محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه
ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ
و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي
خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار
خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)
آبي:
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند
و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و
عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي
است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش
نبض و فشار خون مي شود.
سبز:
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و
انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز
باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه
به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.
زرد:
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام
و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت
و تصميم درست نمي توانند بگيرند.
نارنجي:
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.
ارغواني:
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد
نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز
معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش
بيني آنها نباشيد.
تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث
برانگيز و عجيب است.

 

 

.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:39  توسط بهادر نیک پور  | 

معلم‌، مديريت‌ كلاس‌، موانع‌ و راهبردها

مقدمه‌

پيشرفت‌ هر جامعه‌ به‌چگونگي‌ كيفيت‌ آموزش‌ و پرورش‌ آن‌ جامعه‌ بستگي‌ دارد.كلاس‌، مركزي‌ براي‌ نظام‌ پوياي‌ تعامل‌ انسان‌ است‌. هر روز هزاران‌ رفتار كلامي‌ وغيركلامي‌به‌طورفردي‌وجمعي‌در كلاس‌اتفاق‌مي‌افتدكه‌در جاي‌ خود قابل‌ تأمل‌ است‌.

فنون‌ مديريت‌ كلاس‌ به‌وسيله‌ي‌ عوامل‌ مشخص‌كننده‌ي‌ موقعيت‌ معلم‌ ودانش‌آموز اندازه‌گيري‌ مي‌شوند و نگرش‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ در كلاس‌ رسمي‌ و رشدآنان‌ با مهارت‌هاي‌ مديريتي‌ معلم‌ در كلاس‌ توسعه‌ مي‌يابد.

مديريت‌ كلاس‌ اولين‌ سطح‌ مديريت‌ آموزشي‌ است‌ و پايه‌ي‌ سطوح‌ بالاتر مديريت‌يعني‌ مديريت‌ مدرسه‌، مديريت‌ ناحيه‌ و مديريت‌ كل‌ نظام‌ آموزش‌ و پرروش‌ محسوب‌مي‌شود و در شكل‌ دادن‌ به‌ساختار آموزش‌ و فرايند تدريس‌ و ساخت‌ شخصيت‌ وروند ذهني‌، عاطفي‌، آموزشي‌ و تربيتي‌ دانش‌آموزان‌ نقش‌ اساسي‌ دارد (صباغيان‌،1380).

گرچه‌ كارايي‌ معلم‌ براساس‌ نگرش‌، نيات‌ و شخصيت‌ از يك‌ سو و همه‌ جانبه‌ بودن‌او بر اساس‌ مهارت‌ در توانمندسازي‌ دانش‌آموزان‌ از سوي‌ ديگر سنگ‌ بناي‌ مديريت‌كلاس‌ درس‌ است‌، اما معلم‌ به‌مهارت‌ها و فنوني‌ سازمان‌ دهنده‌ نياز دارد تا شرايطبهينه‌اي‌ را براي‌ تحقق‌ يادگيري‌ خلق‌ كند (تاج‌الدين‌، 1382).

پس‌ بسيار شايسته‌ است‌ كه‌ مديريت‌ كلاس‌ و اهم‌ مطالب‌ مربوط به‌آن‌ بررسي‌ شده‌و موانع‌ و مشكلات‌ مديريت‌ مؤثر بررسي‌ شده‌ و راهبردهايي‌ جهت‌ مقابله‌ و رفع‌ موانع‌مديريت‌ كلاس‌ تحليل‌ و ارائه‌ گردد تا بتوانيم‌ با به‌كارگيري‌ راهبردها بر مشكلات‌ فائق‌آمده‌ و محيط كلاس‌ را به‌محيطي‌ جذاب‌، شاد و مثبت‌ جهت‌ حداكثر تعامل‌  ويادگيري‌ تبديل‌ كنيم‌.

تعاريفي‌ از مديريت‌ كلاس‌

موضوع‌ مديريت‌ در كلاس‌ درس‌ يكي‌ از مباحثي‌ است‌ كه‌ در ارتقاي‌ كيفي‌ نظام‌آموزش‌ و پرورش‌ تأثير به‌سزايي‌ دارد. پيش‌ از بيان‌ تعريف‌هاي‌ مديريت‌ كلاس‌، بهتراست‌ چند تعريف‌ از مديريت‌ بيان‌ شود.

پرداختچي‌ (1372) مديريت‌ را كار كردن‌ با افراد و به‌وسيله‌ افراد و گروه‌ها براي‌تحقق‌ اهداف‌ سازماني‌ بيان‌ مي‌كند. چنان‌چه‌ بخواهيم‌ اين‌ تعريف‌ را به‌مديريت‌كلاس‌ مربوط سازيم‌، در اين‌ تعريف‌ اهميت‌ مشاركت‌ معلم‌ به‌عنوان‌ رهبر و راهنماي‌دانش‌آموزان‌ بيشتر ملحوظ است‌. او هم‌چنين‌ مديريت‌ را مجموعه‌ي‌ فرايندهايي‌مي‌داند كه‌ از طريق‌ آنها منابع‌ انساني‌ و مادي‌ مناسب‌ و مورد نياز فراهم‌ مي‌گردد و ازطريق‌ نفوذ به‌رفتار و افراد در جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ سازمان‌ اثربخش‌ مي‌گردد. در اين‌تعريف‌ استفاده‌ بهينه‌ از ابزار و وسايل‌ كمك‌ آموزشي‌ در جهت‌ رشد يادگيري‌ كه‌ هدف‌اصلي‌ مدرسه‌ و كلاس‌ درس‌ است‌ تحقق‌ مي‌يابد.

صفوي‌ (1372) مديريت‌ كلاس‌ درس‌ را >رهبري‌ كردن‌ امور كلاس‌ درس‌ از طريق‌:تنظيم‌ برنامه‌ي‌ درسي‌، سازماندهي‌ مراحل‌ كار و منابع‌، سازماندهي‌ محيط به‌منظوربالا بردن‌ كارايي‌، نظارت‌ بر پيشرفت‌ دانش‌آموزان‌ و پيش‌بيني‌ مسايل‌ بالقوه‌< مي‌داند.

رئوفي‌ (1377) مديريت‌ كلاس‌ درس‌ را اين‌گونه‌ تعريف‌ مي‌كند: >مديريت‌ كلاس‌عبارت‌ است‌ از هنر به‌كاربردن‌ دانش‌ تخصصي‌ و بهره‌گيري‌ از مهارت‌هاي‌ كلاسداري‌در هدايت‌ دانش‌آموزان‌ به‌سوي‌ اهداف‌ مطلوب‌ مورد نياز دانش‌آموزان‌ و جامعه‌<.

مديريت‌ كلاس‌ كليه‌ي‌ تصميم‌گيري‌ها و اعمالي‌ را كه‌ براي‌ نظم‌ دادن‌ به‌كلاس‌ لازم‌است‌ و تحت‌ عنوان‌ انضباط(83) مطرح‌ مي‌شود، شامل‌ مي‌گردد. منظور از اين‌گونه‌ نظم‌،مديريت‌، نگهداري‌ و يا فراهم‌ كردن‌ محيطي‌ است‌ كه‌ در آن‌ يادگيري‌ صحيح‌ همراه‌ باكاهش‌ مسايل‌ و مشكلات‌ براي‌ دانش‌آموزان‌ انجام‌ مي‌شود (گينات‌، 1973، ترجمه‌سرتيپي‌ 1371، ص‌ 305).

به‌نظر اسكريونر(84) (1994) مديريت‌ كلاس‌ درس‌ به‌مفهوم‌ >ايجاد شرايط لازم‌براي‌ تحقق‌ يادگيري‌ است‌.< بر اين‌ اساس‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ مهارت‌هاي‌مديريت‌ كلاس‌ درس‌ سنگ‌ بناي‌ كل‌ موفقيت‌ در تدريس‌ است‌.

اهداف‌ عمده‌ي‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌

روش‌ معلم‌ در مديريت‌ كلاس‌ براساس‌ جهت‌گيري‌هاي‌ انساني‌ در محيط كلاس‌است‌. معلم‌ بايد به‌دانش‌آموزان‌ به‌عنوان‌ افراد مجزا و مستقل‌ نگاه‌ كند و راه‌هاي‌مناسب‌ براي‌ پذيرش‌ و اجراي‌ رفتاري‌ خاص‌ را در هر دانش‌آموز پيدا نمايد.

از نظر بيكرووستراپ‌(85) (2000)، اهداف‌ عمده‌ي‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ شامل‌موارد زير است‌:

1 - برنامه‌ريزي‌ درسي‌ بر پايه‌ي‌ آميزه‌اي‌ از تنوع‌ و هدف‌

2 - ارائه‌ي‌ دستورالعمل‌هاي‌ شفاف‌ به‌دانش‌آموزان‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ درسي‌

3 - هدايت‌ و نظارت‌ بر يادگيري‌ و فعاليت‌هاي‌ دانش‌آموزان‌

4 - بكارگيري‌ ابزارهاي‌ آموزشي‌ و منابع‌ يادگيري‌ و تدريس‌

5 - حركت‌ منطقي‌ از يك‌ مرحله‌ از تدريس‌ به‌مرحله‌ ديگري‌ از تدريس‌

6 - زمان‌بندي‌ فعاليت‌هاي‌ كلاسي‌ و ايجاد توازن‌ در آنها

7 - شروع‌ و خاتمه‌ هدفمند درس‌

پس‌ ديده‌ مي‌شود اصطلاح‌ مديريت‌ كلاس‌ با اصطلاح‌ نظم‌ و انضباط معادل‌ نبوده‌و مديريت‌ كلاس‌ را مي‌توان‌ مجموعه‌اي‌ از برنامه‌ريزي‌ها و اقداماتي‌ دانست‌ كه‌ معلم‌براي‌ اطمينان‌ يافتن‌ از اثربخشي‌ و كارايي‌ يادگيري‌ در كلاس‌ انجام‌ مي‌دهد معلماني‌كه‌ در امر مديريت‌ كلاس‌ موفق‌ هستند نظم‌ و انضباط را در جايگاه‌ مناسب‌ آن‌ در كل‌صحنه‌ي‌ آموزش‌ قرار مي‌دهند. با اجراي‌ طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ مديريت‌ كلاس‌ معلم‌ نه‌تنها اميدوار است‌ كه‌ ميزان‌ يادگيري‌ دانش‌آموزان‌ فزوني‌ يابد، بلكه‌ هم‌چنين‌ به‌آنان‌كمك‌ مي‌كند كه‌ متوجه‌ي‌ رفتار خود باشند و آن‌را اصلاح‌ نمايند (صيامي‌، 1380). 

عناصر مؤثر بر مديريت‌ كلاس‌

در مديريت‌ كلاس‌ عوامل‌ و عناصر گوناگوني‌ دخيل‌ هستند. مديريت‌ كلاس‌ شامل‌روش‌هاي‌ عادي‌ مديريتي‌، آموزشي‌ و رفتارهاي‌ تعاملي‌ كلاس‌ و عناصر ديگري‌ است‌.بختيار نصرآبادي‌ و نوروزي‌ (1382) روي‌ شش‌ عنصر راه‌بردي‌ مؤثر به‌شرح‌ زيرتأكيد دارند:

1 - برنامه‌ريزي‌: معلماني‌ كه‌ برنامه‌ريزي‌ مي‌كنند انتظارات‌ خود را به‌دانش‌آموزان‌منتقل‌ مي‌نمايند در نتيجه‌ پيشرفت‌ علمي‌ و يادگيري‌ آنان‌را بالاتر مي‌برند.

2 - وضع‌ قوانيني‌ ساده‌ و مؤثر: هدف‌ قوانين‌ مدرسه‌ و كلاس‌ افزايش‌ پيشرفت‌اجتماعي‌ و علمي‌ دانش‌آموزان‌ است‌ (كانجلوسي‌(86)، 1990). معلماني‌ كه‌ مديراني‌مؤثر به‌حساب‌ مي‌آيند به‌فراگيرانشان‌ ياد مي‌دهند كه‌ چطور به‌قوانين‌ عمل‌ كنند وعمل‌ به‌آن‌را ادامه‌ دهند. در قوانين‌ كلاسي‌ كارهاي‌ عادي‌ كلاس‌ سازمان‌دهي‌ مي‌شود.سادگي‌ در فهم‌ و عمل‌ به‌قوانين‌ مؤثر است‌.

3 - بازخورد مثبت‌ در آغاز كار: معلمان‌ موفق‌ شيوه‌هاي‌ تدريس‌ و كنترل‌ كلاس‌ رادر آغاز سال‌ تحصيلي‌ با دانش‌ آموزانشان‌ به‌بحث‌ و تبادل‌ نظر مي‌گذراند وفرصت‌هايي‌ را فراهم‌ مي‌كنند تا دانش‌آموزان‌ قوانين‌ را با سؤال‌ در مورد آنها خوب‌بفهمند (لومباردي‌(87)، 1992، تاوبر(88)، 1990(

4 - جهت‌دهي‌ روشن‌ و واضح‌ و مثبت‌: اگرچه‌ جهت‌دهي‌هاي‌ آموزشي‌ ياروش‌هاي‌ كلاسي‌ بايد مختصر و واضح‌ باشند، ولي‌ با توجه‌ به‌اهميت‌ جهت‌دهي‌ها،آنها بايد مثبت‌ باشند. جهت‌دهي‌هاي‌ منفي‌ باعث‌ ايجاد روحيه‌ي‌ شكست‌ در دانش‌آموزان‌ مي‌شود.

5 - تصويرسازي‌ سازمان‌دهي‌ و كنترل‌ كلاس‌: معلمان‌ مؤثر، رفتار دانش‌آموزان‌ رادر كلاس‌ درس‌ خود به‌تصوير مي‌كشند. آنان‌ به‌هر دانش‌ آموزي‌ مسؤوليتي‌ براي‌انجام‌ كار در خلال‌ فعاليت‌ يادگيري‌ ارائه‌ مي‌دهند و سپس‌ تصويري‌ براي‌ آن‌ چه‌ كه‌دانش‌آموز بايد عملا انجام‌ دهد به‌وجود مي‌آورند.

6 - ثبت‌ نمره‌ها وامتيازها: هر معلمي‌ وظيفه‌ي‌ ثبت‌ نمره‌ها، ميزان‌ حضور ومشاركت‌ در كلاس‌، مسايل‌ مربوط به‌انضباط و ثبت‌ ديگر جنبه‌هاي‌ كلاس‌ را بر عهده‌دارد و براي‌ منصف‌ بودن‌، منطقي‌ بودن‌ و با ثبات‌ بودن‌، نيازمند به‌يك‌ روش‌ منظم‌براي‌ ثبت‌ و نگهداري‌ اطلاعات‌ و نمره‌ها است‌.

مرعشي‌ (1371) در مورد اداره‌ي‌ كلاس‌ و عوامل‌ مؤثر در آن‌ در يكي‌ از مقاله‌هاي‌خود مي‌نويسد: اداره‌ي‌ كلاس‌ با محيط و موقعيت‌ كلاس‌ ارتباط دارد. موقعيت‌هاعبارتند از هدف‌هاي‌ آموزشي‌، رفتار معلم‌، مشاركت‌ شاگردان‌، زمان‌ درس‌، عده‌ي‌دانش‌آموزان‌، وسايل‌ و فضاي‌ كلاس‌ و مانند آنها. وي‌ هم‌چنين‌ مسايل‌، عوامل‌ وابزارهاي‌ مديريت‌ و سازمان‌ كلاس‌ درس‌ را به‌هفت‌ بخش‌ زير تقسيم‌بندي‌ مي‌كند:

1 - مديريت‌ و سازماندهي‌ كلاس‌ درس‌

2 - عوامل‌ مؤثر در مديريت‌ و سازماندهي‌ كلاس‌

3 - مسايل‌ و مشكلات‌ مديريت‌ كلاس‌

4 - برنامه‌هاي‌ درسي‌ و سازماندهي‌ فعاليت‌ها

5 - نظم‌ وانضباط

6 - تشويق‌ و تنبيه‌

7 - ارزشيابي‌

موانع‌ و مشكلات‌ مديريت‌ كلاس‌:

در مديريت‌ كلاس‌ با شرايط اقليمي‌، جغرافيايي‌ و شرايط كمي‌ و كيفي‌ واستانداردهاي‌ متفاوت‌ و ضوابط موجود و جو كلاس‌، موانع‌ و مشكلات‌ مديريتي‌مختلفي‌ در كلاس‌ ايجاد مي‌شود. البته‌ ابتدا بايد تعريف‌ روشن‌ از موانع‌ و مشكلات‌مديريت‌ كلاس‌ داشته‌ باشيم‌. منظور ما از مشكلات‌ مديريتي‌ هرگونه‌ موقعيتي‌ است‌ كه‌محيط يادگيري‌ را مختل‌ مي‌كند و يا موجب‌ حواس‌پرتي‌ دانش‌آموزان‌ و يا معلم‌مي‌شود.

صيامي‌ (1380) به‌نقل‌ از كيندزواتر(89) (1978) منشأ رفتارهايي‌ كه‌ معلمان‌ آنها رامشكلات‌ مديريتي‌ تلقي‌ مي‌كنند را خود معلمان‌، مشكلات‌ عاطفي‌ دانش‌آموزان‌ ورفتارهاي‌ غيرعمدي‌ و ناپايدار دانش‌آموزان‌ بيان‌ مي‌كند.

فرانسيس‌ (1975) چهار منبع‌ اصطكاك‌ را با عنوان‌ سر و صدا، وسايل‌، تحرك‌ و پچ‌پچ‌ توصيف‌ كرده‌ است‌. هيچ‌يك‌ از اين‌ منابع‌ به‌تنهايي‌ براي‌ اقتدار معلم‌ مشكل‌ مهمي‌محسوب‌ نمي‌شود ولي‌ چنان‌چه‌ هر يك‌ از آنها به‌شكلي‌ نادرست‌ اداره‌ شود، مي‌توانداز تحريكي‌ جزيي‌ به‌صورت‌ برخوردي‌ مهم‌ ظاهر شود (صباغيان‌، 1380).

مطالعات‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اغلب‌ 30 درصد يا بيشتر زمان‌ آموزشي‌ در هر روزبه‌صورت‌ پيش‌بيني‌ شده‌ و يا پيش‌بيني‌ نشده‌ از بين‌ مي‌رود و از دست‌ دادن‌ زمان‌ به‌هرعلتي‌ كه‌ باشد تأثير منفي‌ بر پيشرفت‌ علمي‌ فراگيران‌ مي‌گذارد و شرايطي‌ را براي‌مشكلات‌ رفتاري‌ دانش‌آموزان‌ ايجاد مي‌كند (اورتسون‌ و هاريس‌(90)، 1992(

وقفه‌هاي‌ هنگام‌ راهنمايي‌هاي‌ معلم‌ قبل‌ و بعد از يك‌ بخش‌ آموزشي‌، دليل‌ اكثرمشكلات‌ مديريتي‌ كلاس‌ و از دست‌ دادن‌ فرصت‌هاست‌. در طول‌ كار روزانه‌اتفاق‌هاي‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ زيادي‌ روي‌ مي‌دهند كه‌ اين‌ وقايع‌ ممكن‌ است‌ به‌وسيله‌ي‌دانش‌آموزان‌، مربيان‌ مدرسه‌ و مشاهده‌كنندگان‌ آغاز شود.

هر كلاسي‌ داراي‌ زنجيره‌اي‌ از خصوصيت‌ها است‌ كه‌ در مقايسه‌ با كلاس‌هاي‌ديگر و با شخصيت‌ و شيوه‌ي‌ كار معلم‌ فضاي‌ مربوط به‌خود را به‌وجود مي‌آورد.برخي‌ از ويژگي‌ها را در تمام‌ كلاس‌ها مي‌توان‌ يافت‌ و لازم‌ است‌ آنها را در حرفه‌ي‌معلمي‌ و اداره‌ي‌ كلاس‌ مورد توجه‌ قرار داد. (زماني‌، 1379) به‌نقل‌ از دويل‌(91)(1979) اين‌ ويژگي‌ها را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند:

1 - كلاس‌ محيطي‌ چند بعدي‌ است‌.

2 - بسياري‌ از حوادث‌ كلاس‌ به‌صورت‌ هم‌زمان‌ روي‌ مي‌دهد.

3 - حوادث‌ كلاسي‌ نه‌ تنها چند بعدي‌ و هم‌زمان‌ است‌، بلكه‌ هر كدام‌ از آنهابه‌لحظه‌اي‌ خاص‌ مربوط مي‌شود. به‌عبارت‌ ديگر اكثر اتفاق‌هايي‌ كه‌ با هم‌ در كلاس‌روي‌ مي‌دهد، نياز به‌عكس‌العمل‌ آني‌ و لحظه‌اي‌ معلم‌ دارد.

4 - علاوه‌ بر آني‌ بودن‌، چند بعدي‌ بودن‌ و هم‌زمان‌ بودن‌ فعاليت‌ها، مهم‌ترين‌ويژگي‌ هر كلاس‌ اين‌ است‌ كه‌ جريان‌ فعاليت‌ها در كلاس‌ بسيار غيرقابل‌ پيش‌بيني‌است‌. اداره‌ كردن‌ چنين‌ محيطي‌ نيازمند تصميمات‌ آني‌، سريع‌ و مداوم‌ است‌ وبه‌مهارت‌هاي‌ خاص‌ مديريتي‌ نياز دارد.

 

دانش‌آموزان‌ مسأله‌دار و مديريت‌ كلاس‌

در واقع‌ بسياري‌  از معلمان‌ نمي‌دانند وقتي‌ شاگردانشان‌ با احساسات‌ يا مسايلي‌روبرو مي‌شوند، چه‌ بايد بكنند. به‌روي‌ خودشان‌ نياورند و اميدوار باشند مسأله‌خودش‌ حل‌ شود؟ به‌دانش‌آموز بگويند مشكلات‌ آنان‌ به‌كلاس‌ ربطي‌ ندارد؟دانش‌آموز را نزد مشاور مدرسه‌ بفرستند؟ رفتار وي‌ را با تهديد و تنبيه‌ سركوب‌ كنند؟و...

به‌طور يقين‌ مسايل‌ دانش‌آموزان‌ نمي‌تواند در خانه‌ بماند. شك‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ رابه‌مدرسه‌ مي‌آورند و وقتي‌ به‌مدرسه‌ آورده‌ شد، به‌طور جدي‌ مخل‌ فرآيند يادگيري‌است‌ و گاهي‌ حتي‌ در عمل‌ يادگيري‌ را غيرممكن‌ مي‌سازد. وقتي‌ دانش‌آموزان‌ گرفتاراحساسات‌ شديد يا غم‌ و غصه‌ مي‌گردند، چون‌ امنيت‌ آنان‌ به‌مخاطره‌ افتاده‌ واحتياجات‌ جسمي‌شان‌ اغنا نشده‌ يا فكر مي‌كنند كنار گذاشته‌ شده‌اند و ارزشي‌ ندارنديا مورد محبت‌ نيستند، قدرت‌ انجام‌ كارهاي‌ مدرسه‌شان‌ نقصان‌ مي‌يابد. در اين‌اوقات‌ به‌اجبار سعي‌ معلم‌ در تدريس‌ كم‌ و بيش‌ به‌بن‌بست‌ مي‌رسد و حتي‌ شايد عقيم‌بماند.

تلاش‌ براي‌ شناخت‌ منشأ رفتارهاي‌ ناشايست‌ دانش‌آموزان‌ شايان‌ توجه‌ است‌. باآگاهي‌ از منشأ اين‌گونه‌ رفتارها است‌ كه‌ مي‌توان‌ براي‌ شناخت‌ علل‌ آنها اقدامات‌مناسب‌ به‌عمل‌ آورد.

هر معلمي‌ بايد از شيوه‌هاي‌ گوناگون‌ مقابله‌ با مشكلات‌ مديريت‌ كلاس‌ آگاهي‌ كامل‌داشته‌ باشد. به‌هنگام‌ تعيين‌ خط مشي‌ مقابله‌ با مشكلات‌ مديريت‌ كلاس‌ بايد هدف‌اصلي‌ خود را مشخص‌ كند و از خود بپرسد كه‌ اقدامات‌ او تا چه‌ حد در رسيدن‌ به‌آن‌هدف‌ مؤثر خواهند بود.

كيندزواتر، (1978) يادآوري‌ مي‌كند كه‌ معلمان‌ مي‌توانند با بيان‌ انتظارات‌ خود دراولين‌ روزهاي‌ آغاز سال‌ تحصيلي‌ و يا در اولين‌ جلسه‌ي‌ كلاس‌ درس‌، به‌بهترين‌ شكلي‌با مشكلات‌ عاطفي‌ دانش‌آموزان‌ روبرو شوند. البته‌ معلم‌ بايد انتظارات‌ خود را درقالب‌ جملات‌ مثبت‌ و محبت‌آميز بيان‌ كند تا دانش‌آموزان‌ دريابند كه‌ اين‌ انتظارات‌ماهيت‌ تنبيهي‌ ندارند بلكه‌ بخشي‌ از مقررات‌ عادي‌ يك‌ كلاس‌ هستند. هوارد(92)،(1974) تأكيد كرده‌ است‌ كه‌ معلمان‌ هرگز نبايد به‌منظور تقويت‌ نظم‌ و انضباط دركلاس‌ به‌تهديد متوسل‌ شوند. هم‌چنين‌ او معتقد است‌ كه‌ معلمان‌ بايد در جلو كلاس‌ ازجر و بحث‌ كردن‌ با دانش‌آموزان‌ اجتناب‌ كنند (صيامي‌، 1380).

خانه‌ و محيطهاي‌ خارج‌ از مدرسه‌ تأثير عمده‌اي‌ روي‌ دانش‌آموزان‌ و در نتيجه‌مشكلات‌ كلاس‌ درس‌ و مختل‌ كردن‌ فعاليت‌هاي‌ يادگيري‌ دارند (تابر، به‌نقل‌ از سركارآراني‌، 1379) معتقد است‌ ما به‌عنوان‌ معلم‌ در مورد اين‌ عوامل‌ كار زيادي‌ نمي‌توانيم‌انجام‌ دهيم‌. ما مي‌توانيم‌ آن‌ سلسله‌ عوامل‌ درون‌ مدرسه‌ را كه‌ سبب‌ تمايل‌ دانش‌آموزبه‌يادگيري‌ مي‌شوند، مورد بحث‌ قرار دهيم‌. وي‌ به‌پيش‌نهادهايي‌ در اين‌ خصوص‌اشاره‌ مي‌كند كه‌ در زير، چند مورد از آنها آورده‌ شده‌ است‌.

توجه‌ داشتن‌ به‌دانش‌آموزان‌، محيط كلاس‌ را به‌نحو مطلوبي‌ سازماندهي‌ كردن‌، درصورت‌ امكان‌ برخي‌ از رفتارهاي‌ ناشايست‌ را ناديده‌ گرفتن‌، به‌دانش‌آموزان‌ در يافتن‌راه‌ حل‌ مشكلاتشان‌ كمك‌ كردن‌، بدرفتاري‌ دانش‌آموزان‌ را به‌خود ارتباط ندادن‌، ازتجارب‌ همكاران‌ بهره‌ گرفتن‌، به‌دانش‌آموزان‌ مسؤوليت‌هايي‌ در حد توانشان‌واگذاركردن‌، بدون‌ ايجاد تشويق‌ يا احساس‌ تنبيه‌ در دانش‌آموز، او را با يكي‌ ازدانش‌آموزان‌ كلاس‌ ديگر جابه‌جا كردن‌ و...

تفاوت‌هاي‌ فردي‌ دانش‌آموزان‌ و مسايل‌ و مشكلاتشان‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ در هنگام‌بروز، با اين‌ دانش‌آموزان‌ متناسب‌ با مقتضيات‌ زماني‌ و شرايط و روحيه‌ي‌ افراد و جوكلاس‌ راهكاري‌ مناسبي‌ به‌كار برد و رويكرد مناسبي‌ جهت‌ حل‌ مشكل‌ اتخاذ كرد.

 

معلم‌ و مديريت‌ كلاس‌

وظيفه‌ي‌ معلم‌ ساختن‌ فرمول‌هايي‌ براي‌ مديريت‌ كلاس‌ است‌. روش‌ تدريس‌ وفلسفه‌اي‌ كه‌ براساس‌ آن‌ آموزش‌ مي‌دهد بر نحوه‌ي‌ مديريت‌ كلاس‌ مؤثر است‌ ونحوه‌ي‌ مديريت‌ كلاس‌ نيز بر روش‌ تدريس‌ مؤثر بوده‌ و تجارب‌ موفقيت‌آميز كلاس‌ رابالا خواهد برد. همان‌طور كه‌ اكثر معلمان‌ موفق‌  و كارآزموده‌ از روش‌هاي‌ آزمايش‌شده‌ و موفق‌ استفاده‌ مي‌كنند.

وظيفه‌ي‌ معلمي‌ روز به‌روز پيچيده‌تر مي‌شود، مرعشي‌ (1371) در يكي‌ ازمقاله‌هاي‌ خود مي‌نويسد: در دنياي‌ كنوني‌ نقش‌ معلم‌ از امر كننده‌ يا ارباب‌ وتلقين‌كننده‌ي‌ دانش‌ به‌تدريج‌ به‌سوي‌ رهبري‌ و مديريت‌ برنامه‌ريزي‌ شده‌ تغييركرده‌است‌. نقش‌ جديد معلم‌ اهميت‌ آموزش‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ را روشن‌تر مي‌كند.اكنون‌ معلم‌ خوب‌ يعني‌ يك‌ روان‌شناس‌، يك‌ جامعه‌شناس‌، يك‌ كارشناس‌ علوم‌تربيتي‌ و سرانجام‌ يك‌ مدير آموزشي‌ است‌.

كونين‌(93) (1970) شيوه‌ي‌ كار معلمان‌ موفق‌ و ناموفق‌ را در اداره‌ي‌ كلاس‌ موردبررسي‌ قرار داده‌ است‌. به‌نظر او يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ معلم‌ در اداره‌ي‌ كلاس‌ >توجه‌چندبعدي‌<است‌. يعني‌ اين‌كه‌ معلم‌ بتواند فعاليت‌ لحظه‌ به‌لحظه‌ي‌ همه‌ي‌دانش‌آموزان‌ را در كلاس‌ زير نظر داشته‌ باشد و دانش‌آموزان‌ نيز از اين‌ توانايي‌ معلم‌خودآگاهي‌ داشته‌ باشند (صيامي‌، 1379).

بيكر و ستراپ‌ (2000) مهم‌ترين‌ چالش‌هاي‌ معلمان‌ در مديريت‌ كلاس‌ درس‌به‌خصوص‌ كلاس‌هاي‌ پرتعداد را در موارد زير مي‌دانند:

1 - پرداختن‌ به‌دانش‌آموزاني‌ كه‌ توانايي‌هاي‌ آنان‌ بسيار متفاوت‌ از ديگران‌ است‌.

2 - جلب‌ توجه‌ همه‌ي‌ دانش‌آموزان‌ به‌درس‌

3 - انجام‌ دادن‌ كارهاي‌ شفاهي‌ و كارهاي‌ گروهي‌

4 - ايجاد يا تقويت‌ انگيزه‌ دانش‌آموزان‌ براي‌ يادگيري‌

5 - نظارت‌ بر رفتار دانش‌آموزان‌

6 - كمك‌ به‌دانش‌آموزان‌ ضعيف‌تر براي‌ همگام‌ كردن‌ آنان‌ با كل‌ كلاس‌

7 - نظارت‌ بر پيشرفت‌ يكايك‌ دانش‌آموزان‌

8 - تصحيح‌ انبوهي‌ از تكاليف‌ نوشتاري‌

معلم‌ به‌مهارت‌ها و فنوني‌ سازمان‌ دهنده‌ نياز دارد تا شرايط بهينه‌اي‌ را براي‌ تحقق‌يادگيري‌ خلق‌ كند. اين‌ مهارت‌ها و فنون‌ در قالب‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ مي‌گنجد.

ويژگي‌هاي‌ عمومي‌ معلمان‌ نيز در زمينه‌ي‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌ تأثير زيادي‌ دارد.صيامي‌ (1379) به‌نقل‌ از بروفي‌ و پوتنام‌(94) مي‌گويد: هر معلم‌ اثربخش‌ بايد فردي‌بشاش‌، خوش‌ اخلاق‌، عاطفي‌، برخوردار از سلامت‌ رواني‌ و انطباق‌پذير باشد. به‌طوردقيق‌تر، معلمان‌ مؤثر و كارا افرادي‌ هستند كه‌ بايد بتوانند در لحظه‌هاي‌ بحراني‌خونسردي‌ خود را حفظ كنند و بدون‌ اتخاذ موضعي‌ تدافعي‌ يا سلطه‌جويانه‌به‌حرف‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ گوش‌ بدهند و از برخوردهايي‌ كه‌ در آنان‌ مسأله‌ برد وباخت‌ مطرح‌ است‌، بپرهيزند و به‌جاي‌ پس‌روي‌، سرزنش‌، آزار و اذيت‌ و ديگرواكنش‌هاي‌ افراطي‌، موضع‌ حل‌ مسأله‌ را برگزينند.

زماني‌ (1378) به‌نقل‌ از ايزنر(95) (1982) مي‌گويد: برخي‌ از معلمان‌ در هنر معلمي‌استعداد بيشتري‌ دارند، اگرچه‌ ممكن‌ است‌ به‌ضرورت‌ در علم‌ معلمي‌ استعداد خوبي‌نداشته‌ باشند. اين‌ معلمان‌ مي‌توانند به‌صورتي‌ ماهرانه‌ فضاي‌ كلاس‌ را براي‌ يادگيري‌مساعد و آن‌را دل‌انگيز كنند.

معلم‌ بايد قادر به‌توصيف‌ دقيق‌ و تخصصي‌ رفتارهايي‌ كه‌ به‌آنها اشاره‌ مي‌كند،باشد و روشن‌ نمايد كه‌ چگونه‌ دانش‌آموزان‌ مي‌توانند الگوي‌ كاربرد رفتارهاي‌مطلوب‌ در كلاس‌ باشند (اورستون‌(96)، 1995).

 

راهبردهايي‌ جهت‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌

معلمان‌ به‌مهارت‌هاي‌ علمي‌ و فني‌ خاصي‌ نياز دارند تا در مديريت‌ كلاس‌ درس‌موفق‌ شوند. مديريت‌ كلاس‌ اولين‌ سطح‌ مديريت‌ آموزشي‌ است‌ و پايه‌ي‌ سطوح‌ بالاترمديريت‌ محسوب‌ مي‌شود.

لاسلت‌ و اسميت‌(97) (1375) توجه‌ معلمان‌ را نسبت‌ به‌اهميت‌ مديريت‌ مؤثر دركلاس‌ نه‌ به‌عنوان‌ صفت‌ ساده‌اي‌ كه‌ هر يك‌ از معلمان‌ آن‌ را دارند، بلكه‌ به‌عنوان‌مجموعه‌اي‌ مركب‌ از مهارت‌، دانش‌ و شناخت‌ كه‌ مي‌تواند پرورانده‌ شود، جلب‌مي‌نمايد و تدريس‌ را داراي‌ چهار جنبه‌ي‌ مديريت‌، ميانجيگري‌، اصلاح‌ و نظارت‌مي‌داند.

مرعشي‌ (1371) معتقد است‌: در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ جديد، زماني‌ گفته‌مي‌شود كلاس‌ خوب‌ اداره‌ شده‌ است‌ كه‌ دانش‌آموزان‌ بتوانند با شركت‌ مؤثر در جريان‌فعاليت‌هاي‌ آموزشي‌ مطالب‌ درسي‌ را به‌خوبي‌ فرا گيرند و در طراحي‌ و اجراي‌برنامه‌هاي‌ تحصيلي‌ سهيم‌ باشند و معلم‌ نيز عكس‌العمل‌ فردي‌ و جمعي‌ دانش‌آموزان‌در تنظيم‌ برنامه‌هاي‌ درسي‌ را مورد توجه‌ قرار دهد.

جهت‌ مديريت‌ كارآمد كلاس‌ درس‌ توجه‌ به‌موارد زير مي‌تواند سودمند باشد:

1 - توجه‌ به‌فضاي‌ كلاس‌

2 - اعمال‌ كنترل‌

3 - پيش‌گيري‌ از وقوع‌ مشكلات‌

4 - تحسين‌ و تشويق‌ در خور و مناسب‌

5 - استفاده‌ از شوخي‌ در مواقع‌ ضروري‌

6 - نظارت‌ دائم‌ بر جريانات‌ كلاس‌

7 - شكل‌دهي‌ محيط يادگيري‌

8 - فعال‌ كردن‌ كلاس‌

9 - ايجاد و تقويت‌ روحيه‌ي‌ آزادمنشي‌

10 - ايجاد زمينه‌ي‌ مساعد براي‌ مديريت‌ كلاس‌ متكي‌ بر پيش‌گيري‌ (زماني‌،1378(

يكي‌ ديگر از ويژگي‌هاي‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌، مهارت‌ معلم‌ در جالب‌ وچالش‌انگيز كردن‌ موضوع‌ درسي‌ براي‌ دانش‌آموزان‌ است‌. وان‌ تيل‌(98) (1974) بااستناد به‌مطالعه‌اي‌ در مورد معلمان‌ بالتيمور، دريافت‌ كه‌ معلمان‌ موفق‌ در كلاس‌داري‌براي‌ ارائه‌ي‌ موضوع‌ درسي‌ به‌گونه‌اي‌ با نشاط و شورانگيز از رسانه‌هاي‌ ديداري‌ -شنيداري‌ و تمهيدات‌ مؤثر ديگر استفاده‌ مي‌كنند.

وي‌ هم‌چنين‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ مديريت‌ كلاس‌ زماني‌ ساده‌تر خواهد بود كه‌موضوع‌هاي‌ درسي‌ با علايق‌ و نيازهاي‌ دانش‌آموزان‌ هم‌خواني‌ داشته‌ باشد (صيامي‌،1379). با توجه‌ به‌مطالب‌ بيان‌ شده‌ در كل‌ مقاله‌، موارد زير را مي‌توان‌ به‌عنوان‌راهبردهايي‌ جهت‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ بيان‌ كرد.

توانايي‌ تغيير موضوع‌ صحبت‌ به‌گونه‌اي‌ آرام‌ و منطقي‌ توسط معلم‌، حساسيت‌معلم‌ در مورد توانايي‌ دانش‌آموزان‌ در انجام‌ دادن‌ فعاليت‌هاي‌ گوناگون‌ در زمان‌هاي‌متفاوت‌، توجه‌ معلم‌ به‌كل‌ محيط آموزشي‌، توجه‌ به‌شيوه‌ي‌ سازماندهي‌ كلاس‌، توجه‌به‌محيط فيزيكي‌ كلاس‌، تفكر و برنامه‌ريزي‌ براي‌ آموزش‌ مؤثر و مديريت‌ گروهي‌،تدوين‌ و آموزش‌ اصول‌ و قواعد مربوط به‌كلاس‌، جلب‌ مشاركت‌ اولياي‌ دانش‌آموزان‌به‌همكاري‌ نزديك‌ در فرايند ياددهي‌ - يادگيري‌، تدوين‌ و به‌كارگيري‌ راهبردهايي‌براي‌ استفاده‌ بهينه‌ از فرصت‌ها در جريان‌ آموزش‌، توجه‌ به‌جلوگيري‌ از بروزمشكلات‌ انضباطي‌، فراگيري‌ روش‌هاي‌ گوناگون‌ واكنش‌ در برابر مشكلات‌دانش‌آموزان‌، مهارت‌ در فنون‌ ويژه‌ي‌ كلاس‌داري‌، سعي‌ در شناخت‌ بيشتردانش‌آموزان‌، برخورد آرام‌، خونسرد و حرفه‌اي‌ و استفاده‌ از تجربه‌هاي‌ همكاران‌ وشركت‌ در كلاس‌هاي‌ ضمن‌ خدمت‌، آموزش‌ مهارت‌هاي‌ مديريت‌ كلاس‌ و آشنايي‌ باعلومي‌ نظير روان‌شناسي‌ كودك‌ و نوجوان‌ و علوم‌ تربيتي‌ و...

در پايان‌ ذكر اين‌ نكته‌ نيز لازم‌ است‌ كه‌ براي‌ كنترل‌ كلاس‌ و مدرسه‌ لازم‌ است‌ كه‌معلم‌ با برخي‌ انحراف‌ها كه‌ هميشه‌ سلامت‌ جوانان‌ و بچه‌هاي‌ هر جامعه‌ را تهديدمي‌كنند، آشنايي‌ داشته‌ باشند زيرا اين‌ مسايل‌ نيز نظم‌ و انضباط و مديريت‌ كلاس‌ ومدرسه‌ را به‌هم‌ مي‌ريزند.

 

نتيجه‌گيري‌

با توجه‌ به‌اين‌كه‌ آموزش‌ و يادگيري‌ بيشتر از طريق‌ تعامل‌ بين‌ معلم‌ و فراگير دركلاس‌ درس‌ اتفاق‌ مي‌افتد، شايسته‌ است‌ عوامل‌ مؤثر بر آن‌ از طريق‌ روش‌هاي‌ علمي‌مورد بررسي‌ قرار گيرد. در مديريت‌ اثربخش‌ كلاس‌ عوامل‌ مختلفي‌ از جمله‌ وضعيت‌تربيتي‌، عوامل‌ گوناگون‌ فرهنگي‌، پايگاه‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ دانش‌آموزان‌، تجارب‌قبلي‌ معلم‌، مهارت‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ كلاس‌ و نيز هدف‌هاي‌ يادگيري‌ مورد توافق‌ معلم‌و دانش‌آموز دخالت‌ دارند.

از جمله‌ نتايجي‌ كه‌ مي‌توان‌ از محتواي‌ اين‌ مقاله‌ به‌دست‌ آورد اين‌ است‌ كه‌نمي‌توان‌ جهت‌ مديريت‌ كلاس‌ به‌طور صريح‌ و روشن‌ فرمول‌هايي‌ ارائه‌ داد و به‌كارگرفت‌ و سريع‌ به‌نتيجه‌ رسيد، بلكه‌ بايد متناسب‌ با فضا و جو كلاس‌ و محتواي‌آموزشي‌ و منابع‌ و وسايل‌ آموزشي‌ و شرايط اجتماعي‌، اقتصادي‌، جغرافيايي‌ و...دانش‌آموزان‌ كلاس‌ از راه‌كارهاي‌ مختلفي‌ جهت‌ مديريت‌ كلاس‌ استفاده‌ كرد و به‌اين‌موضوع‌ مهم‌ توجه‌ نمود كه‌ سعي‌ شود از بروز مشكلات‌ در كلاس‌ تا حد امكان‌پيش‌گيري‌ گردد و مديريت‌ كلاس‌ را معادل‌ مفاهيم‌ انضباط يا تدريس‌ صرف‌ ندانست‌.

ايجاد نظم‌ و هماهنگي‌، شرط لازم‌ تدريس‌ موفق‌ است‌. اداره‌ي‌ كلاسي‌ كارآمد ومؤثر يگانه‌ راهي‌ است‌ كه‌ به‌آموزش‌ و يادگيري‌ كارساز و مؤثر ختم‌ مي‌شود. ايجادنظم‌ و هماهنگي‌ شرط لازم‌ يك‌ آموزش‌ سودمند است‌، ولي‌ كافي‌ نيست‌.

در پايان‌، شايان‌ ذكر است‌ كه‌ تمام‌ مطالبي‌ كه‌ در اين‌ مقاله‌ مطرح‌ شد به‌اين‌ منظوربود كه‌ معلمان‌ محيط شاد و فعال‌ و خلاقي‌ را براي‌ آموزش‌ فراهم‌ نمايند و براي‌ كنترل‌كلاس‌ و هم‌چنين‌ افزايش‌ يادگيري‌ بايد از روش‌ آموزش‌ مناسب‌ استفاده‌ كرد. معيارنهايي‌ در هر كار آموزشي‌، موفقيت‌ دانش‌آموزان‌ است‌. پس‌ بايد محيط كلاس‌ را به‌يك‌محيط جالب‌، مثبت‌ و جذاب‌ تبديل‌ كرد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:36  توسط بهادر نیک پور  | 

انگيزه تشكيل گروه هاي آموزشي تبادل تجربه و محك زدن تجربيات با دست آوردهاي علمي مي باشد.

ضمن تشكر از گروه هاي آموزشي مديران راهنمايي درمناطق و نواحي استان اصفهان فعاليتهاي شاخص تعدادي از گروه ها به شرح زير اعلام مي گردد.

  • مقاله دانستني ها براي مديران از شهرستان دهاقان آمده است. اصل مهم براي مديريت موفق شامل عواملي چون « صداقت» ، «صميميت» «صبوري» «صراحت» و «صلابت» مي باشد.  
  • مقاله ي روشهاي صحيح مطالعه از منطقه ي فلاورجان شامل روشهاي صحيح مطالعه، شرايط، مطالعه، شش روش مطالعه و چند توصيه ي معلم جهت فراگيران مطالب
  • گزيده اي از كتاب «نه براي لقمه اي نان» كونوسوكي ماتسو شيتا از منطقه ي شهرضا:  

ما تنها براي لقمه اي نان زندگي نمي كنيم و به دست آوردن آساني هاي مادي به هيچ راه شادي وخشنودي را تضمين نمي كند، تنها ثروت معنوي مي تواند شادي واقعي را فراهم سازد.

  • تراكت ارسالي از ناحيه 3: از نوجوانان انتظار انجام كاري را داشته باشيم كه از عهده ي آن بر مي آيند.
  • مدير مدرسه ام را دوست دارم زيرا: برقراري ارتباط با او آسان و راحت است و هرگز با ترشرويي شهامت حرف زدن با خود را از من نمي گيرد، به او عشق مي ورزم زيرا درمحبت كردن به من خسيس نيست و مهربانيش باعث شد كه ما هميشه او را پشتيباني قابل اطمينان براي خود بدانيم. به ديده ي احترام به او مي نگرم . چون ، او مرا همان كه هستم پذيرفته و به من احترام مي گذارد و هرگز به خاطر برخي ناتواني ها و ضعفهايم مرا تحقير نمي كند. هماره قدردان اويم كه او هميشه قدردان گامهاي كوچك و بزرگي است كه بر مي دارم. (منطقه ي ميمه)
  • راهكارهايي براي موفقيت مديران ( منطقه ي جلگه)
    • به شخصيت كارمندان احترام بگذاريد و با تكبر و غرور با آنها رفتار نكنيد
    • به كاركنانتان دروغ نگوييد.
    • از كارمندان به خوبي قدرداني كنيد.
    • به زير دستانتان اعتمادكنيد.
    •  به آنها تفويض اختيار كنيد.
    • پرسنل خود را تشويق به ابداع و نوآوري كنيد.
    • با تكيه بر علم روانشناسي روحيات كارمندان را بسنجيد و در بالا بردن سطح روحيه ي آنان بكوشيد.
    • در ارتقاء معلومات خود از تمام لحاظ به خوبي استفاده كنيد.
  • آشنايي با اصول نامه نگاري   (منطقه سميرم)
    • نامه كوتاه و صريح و بي ابهام باشد
    • در آغاز و پايان اصل احترام رعايت شود و از چاپلوسي پرهيز گردد.
    • مسائل مطرح شده در نامه با اسناد و مدارك لازم همراه باشد
    • متن نامه پاك نويس شود و نشانه هاي نگارش در آن به درشتي به كار رود.
    • شكل ظاهري نامه و متن نوشته شده و كاغذ مناسب ومطلوب باشد.
  • راهكارهاي بهتر شدن كيفيت روابط (منطقه ي شهرضا)
    • نقد پذيري : هدف از نقد نه تخريب شخصيت بلكه احياي فرد است.
    • پذيرش : مردم را بايد آن طور كه هستند دوست داشت و نه آن طور كه بايد باشند.
    • تمركز بر امور قابل تغيير است: بايد در روابط قابل تغيير متمركز شويم فراموش نكنيم به مشكلات حمله كنيم نه به اشخاص
  • مدير دوستدار خلاقيت  (فلاورجان)
    • احساس مي كنم اگر به دانش آموزانم اجازه ي اشتباه كردن را بدهم بزرگترين چيزها را به آنها آموخته ام.
    • به تخيل دانش آموزان خود پر و بال بدهيد . آن وقت از پرواز بلند آنها شگفت زده خواهيد شد.
  • مهارتهاي ارتباط كلامي معلم (ناحيه 2)
    • صداي معلم رسا و دلنشين باشد .
    • آهنگ صدا متغير باشد.
    • حالات عاطفي صدا رعايت شود.
    • بيان معلم در خور فهم و درك فراگيران باشد.
    • خيلي تند و خيلي آهسته صحبت نكند.
    • تكيه كلامهاي بي مورد نداشته باشد.
    • بيان علم آمرانه و دستوري نباشد.
    • معلم با شور و حرارات صحبت نكند.
    • بيان معلم رسمي و كتابي نباشد.
    • لهجه ي غليظ نداشته باشد.
  • خوب گوش دادن هنر است   (منطقه جي)
    • حرف زدن را متوقف كنيد.
    • براي صحبت كننده آرامش ايجاد كنيم
    • نشان دهيد كه به صحبتهاي اوگوش مي دهيد
    • عوامل مزاحم را بر طرف كنيم.
    • صبور باشيم
    • عصباني نشويد
    • پرسشگر باشيد
  • پژوهش (روشهاي كاهش افت تحصيلي در مدارس ناحيه 4 استان اصفهان)  (ناحيه 4)
    • افت تحصيلي به دو نوع وجود دارد. افت تحصيلي كمي و افت تحصيلي كيفي سبب مردود شدن يا ترك تحصيل نتوانسته اند آن دوره را با موفقيت بگذرانند. و منظور از افت كيفي، نارسايي در رسيدن به هدفهاي تعيين شده و يا عدم تحقيق بخشي از اين هدفها است.
  • پيشهادهايي به مديران (پيربكران)
  • ويژگيهاي مدير و مدرسه ي كارا او اثر بخش – مطالعه چيست و بيست نكته ي آموزشي – تربيتي براي بهبود فرايند ياددهي
  • يادگيري در محيط آموزشي و مقاله ي عصر پر تكاپوي فناوري و نياز به انسان هايي نوآور ، خلاق و مبتكر
  • منطقه ي برخوار
    • خلاقيت نسخه ي سحرآميز و شفابخشي است كه مي تواند بر تمام نمي شودها و نمي توانم هاي موجود خط بطلان بكشد.
  • منطقه ي بن رود
    • توجه به مديريت مشاركتي
  • منطقه ي بوئين و مياندشت
    • چگونه با پرخاشگري فرزندان برخورد كنيم.
  • منطقه ي كاشان
    • مديريت از ديدگاه نهج البلاغه
  • منطقه ي نائين
    • راهكارهاي آموزشي مديران به منظور كاهش افت تحصيلي
  • خلاقيت و نوآوري مديريت   (منطقه اردستان)
    • سازمان خلاق سازماني است كه در آن بستر لازم براي بهبود مداوم فعاليتها مهيا است . كاركنان به درجه اي از رشد و تكامل رسيده اند كه هر نقصي و مشكلي را به عنوان فرصتي براي ارتقاء تلقي كرده و پيوسته در انديشه و در عمل در حال بهبود مستمر فرايند ها هستند.
  • هنر انجام دادن كار به وسيله ي ديگران   (منطقه ي فريدونشهر)
    • امور آموزشي – داشتن برنامه ي آموزشي روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه
    • پرورش – توجه به نماز و نيايش
    • برنامه نويسي و سازماندهي – آشنايي به اصول مديريت
    • امور اداري و دفتري مدرسه – نظم و انضباط اداري
  • توصيه هايي در خصوص امتحانات   (ناحيه 5)
    • سعي نمائيم اضطراب را در دانش آموزان كم كنيم.
    • فضاي فيزيكي امتحان را مطلوب نماييم.
    • اصول طراحي سؤالات امتحاني را رعايت كنيم.
    • دانش آموزان را با مسائل قبل، حين و بعد از امتحان آشنا كنيم.
  • آنچه رابطه را جلا مي بخشد  (منطقه ي زرين شهر)
    • رفتارهاي نابه هنجار و نامناسب فرزندتان را بزرگ نكنيم.( فقط با تذكر هاي كوتاه ، مختصر و قاطع مسئله را حل كنيد. رفتارهاي نامناسب با تذكر هاي دائمي و نابجا و يا داد و فرياد و عصبانيت رفع نمي شود . آرامش و منطقه منطق بهترين شيوه ي حل مشكلات است.
  • پيش گيري از آسيب هاي رواني  (منطقه ي خميني شهر)
    • شناسايي سطوح مختلف پيشگيري آسيب هاي رواني
    • به شخصيت خود و ديگران احترام بگذاريد.
    • اصول بهداشت روان مبتني بر تشويق و تقويت افراد است نه تخريب.
  • معرفي تاريخچه ي اجراي مديريت مشاركتي مدرسه محور  (منطقه ي جرقويه عليا)
    • براي تحقق مديريت مشاركتي مدرسه محور از يك طرف بخش از اختيارات ساده تصميم گيري در امور برنامه درسي، بودجه، پرسنل و پاداش به همه ي مدارس واگذار مي شود.
  • حداقل انتظارات از يك مدير  (منطقه ي تيران وكرون)
    • داشتن برنامه ي آموزشي هفتگي ، ماهانه و سالانه ، همكاري با معلمان ، ريشه يابي مشكلات درسي دانش آموزان و  توجه به آيين نامه ها و بخشنامه ها

 

با تشكر – گروه آموزشي مديران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:35  توسط بهادر نیک پور  | 

 

مقدمه:

تقریبا به تعداد مولفان ونویسندگان کتب مدیریت تعریف مدیریت وجود دارد.وجه مشترکی که در همه این تعاریف به آن اشاره میشود توجه مدیربه تحقق بخشید ن هدفها یا مقاصد سازمانی است. هرکس حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یک مدیر است. لازمه موفقیت سازمانهاآن است که مدیران آنها به مهارتهای اجتماعی وانسانی مجهز باشند.

مفهوم رفتار سازمانی:

رفتار سازمانی رشته ای است که به بررسی رفتار گرایش و عملکرد کارکنان در محیط سازمانی  تاثیرسازمان وگروه بر ادراکات احساسات وعملکرد کارکنان تحت تاثیر محیط بر سازمان ومنابع انسانی واهداف وتاثیر کارکنان برسازمان و سود اوری آن می پردازد.بنابراین میتوان گفترفتار سازمانی عبارت است ازبررسی رفتار انسان وسازمان ومطالعه خود سازمان.

رفتار سازمانی مبتنی بریافته های روانشناسی جامعه شناسی اقتصاد مردم شناسی وروان پزشکی در محیط کاربه ما کمک میکند تابرای بهره وری بهینه ازنیروی شگرف انسانی که سازمان را به پیشرفت وترقی یا شکست وناکامی سوق می  دهداستفاده کنیم. بررسی رفتار سازمانی به چند دلیل حائز اهمیت است شغل مدیریت که شامل وظایف چهارگانه و نقشهای ده گانه است دارای فرآیندهای رفتاری است و مدیریت خود نیز موضوعی انسانی است.

سه چشم انداز معاصر تاثیر روزافزونی بر رفتار سازمانی داشته اند: نظریه نظامها (سیستمها) نظریه اقتضایی ونظریه تعاملی .

  رشته رفتار سازمانی به تدریج از نگرش جهان شمول در دهه 1950  به نگرش اقتضایی در دهه 1960 تغییر کرد.

 

ویژگیهای سازمان:

سازمان مجموعه ای از افراد وگروهها است.هر سازمان از  5 زیر سیستم تشکیل شده است:

1-زیر سیستم تولید                    2-زیر سیستم حمایتی

3-زیر سیستم نگهداری                4-زیر سیستم انطباقی

                      5-زیر سیستم مدیریت

اثربخشی سازمان تحت چهار نوع متغیر اساسی قرار دارد که تا حدودی تحت کنترل مدیریت است:

1-ویژگیهای سازمانی              2- ویژگیهای محیطی

3- ویژگیهای کارکنان            4-خط مشیها و روشهای مدیریت

 

 

 

نقش افراد در سازمانها:

ای.م.راجرز ور.ا.راجرز(1976) چهار نقش برای افراد قائلند.

این نقشها عبارتند از:

1-دروازه بان: دروازه بان فردی است که درساختار سازمانی به نحوی مستقر است که پیامها را ازطریق مسیر ارتباطی کنترل می کند مانند منشی ها.

2- رابط:  فردی است که ارتباط دو یا سه گروه را در داخل نظام برقرار میسازد بدون اینکه خودش به هیچ دسته ای تعلق داشته باشد.

3- رهبر افکار:  فردی است که میتواند بر گرایش یا رفتار آشکار دیگران  کم وبیش اثر گذارد.

4- جهان میهن: کسی است که ارتباطات نسبتا زیادی در محیط سازمان دارد.در سطح بالا مانند مدیران اجرایی .

 

استراتژی و روشهای خاص قدرت طلبی در سازمانها:

استراتژی وروشهای زیادی برای کسب قدرت در سازمانها شناخته شده است که به اهم آنها اکتفا می کنیم:

1- دسترسی به اطلاعات     2-تفرقه بیانداز وحکومت کن

3- حفظ اتحاد با افراد ذی نفوذ  4-بده بستان سازمانی

5- استفاده از مشاوران خارجی  6- اجتناب از درگیری قاطع      7- در کمین نشستن

8- استفاده از مشاوره با قید احتیاط  9- خود نمایی لحظه ای  10- بازیگری بوروکراتیک  11- اطاعت بی چون وچرا از رییس مافوق

 

تحول وتوسعه سازمان:

توانایی تطبیق موفقیت آمیز با شرایط متغیریکی از ویژگیهای بارز مدیریت کارامد است.مدیران کارآمد تحول را به عنوان یک واقعیت

سازمانی می پذیرند.سازمانها در شرایط دائما متغیر قرار دارند.برای تغییر مناسب مدیران باید کاملا روشهای موجود تحول را بشناسند.

جدول موجود در صفحه بعد نیروهای داخلی و خارجی ایجاد تغییر در سازمان را تشریح می کند:

 

 

 

 

 

 

نیروهای محرک تغییر

نیروهای مقاوم دربرابرتغییر

 

نیروهای داخلی

 

مقاومتهای فردی

 

1-تغییردرروشهای فنی کار

1-بیم ازبی اطلاعی

2-تغییردراهداف کارکنان

2-نیاز به آموزشهای جدید

3-تغییردرساختار سازمان

3-اختلال درروابط دوستانه

4-تغییردر جوسازمان

4-عدم اعتماد به مدیریت

5-تغییردراهداف سازمان

 

 

 

نیروهای محیطی

مقاومتهای سازمانی

1-رقابت

1-تهدید ساختار قدرت

2-تحولات اقتصادی وبازار

2-نظام روابط

3-دسترسی به منابع

3-سقوط ارزشهاو علائق

4-تغییرات قانونی وسیاسی

4-اینرسی ساختار سازمانی

5-تحولات بین المللی

6-تغییرات تکنولوژی

 

 

مدیریت وتعارض

تعارض در تمامی سازمانها وجود دارد وتاحدودی میتواند برای سازمانها مفید باشد.مادامی که تعارض مخرب نباشد افراد رشد

 می یابند ودرسهایی از آن می آموزند بررسیهای روشهای گذشته مدیریت دراین زمینه نشان میدهد که مدیران اغلب از گزینه های غلط استراتژی استفاده میکنند یعنی مدیران اغلب به استراتژیهای ناموثر حل تعارض ومبتنی بر فشار متوسل می شوند.

دربعضی موارد مدیران تایید می کنند که مساله ای وجود دارد ولی اقدام جدی به عمل نمی آورند یا بیان می کنند که موضوع تحت بررسی است یا به اطلاعات بیشتری احتیاج است.

از نظر بلیک شپارد  و موتون پیشگیری از تعارض آسانتر از کاهش تعارض پس از پیدایش است.

جلوگیری از ستیز میان گروهها:

برای جلوگیری ازستیز میان گروهها پیش ازهرچیزمدیریت باید

تلاش خود را به جای تحقق هدفهای گروه های فرعی به تحقق هدفهای کلی معطوف سازد.

دوم بایدکوشش شود که فراوانی ارتباط وکنش وواکنشهای متقابل میان گروهها افزایش یابد وبرای گروهها-یی که به یک دیگرمدد می رسانند سیستم پاداشی بوجود اید .

 سوم تاجائیکه امکان پذیراست باید تجربه هایی در سطح وسیعتری ازبخشهای سازمان برای افراد فراهم شود تا اساس همدلی وتفاهم نسبت به مشکلات میان گروهی درانها وسعت یابد.

 

نتایج تئوری انتظار از مدیریت

این تئوری ساختارنسبتا پیچیده ای داردوحرف زیادی برای مدیران دارد.

1-                  انتظار کوشش:عملکرد را روشن سازید.

2-                  انتظار عملکرد:نتیجه را روشن سازید.

3-                  پاداشها را باخواستهای کارکنان تطبیق دهید.

4-                  رفتار آگاهانه را تشویق کنید.

5-                  افرادی را انتخاب کنید که برای شغل تجهیز شده باشند.

6-                  انتظارات شغلی را روشن سازید.

 

 

 

مدیریت وانتخاب مرئوسان

برای یک مدیر غالبا شایسته ترآن است که زیردستان اصلی خود را

طوری برگزیند که بتوانند درزمینه هایی که خوداو کمبودهایی دارد جبران ضعف نمایند نه اینکه اطراف خود رابادستیارانی که همانند یکدیگرند پرکند.

مدیریت وادراک کارکنان

ماهیت ادراک کارکنان وفرایند ادراکی به دلایل مختلف برای مدیران ضروری میباشد همان طور که کرت لوین(1935) ودیگران اشاره کرده اند رفتارمردم مبتنی  بر درک آنهاازمحیط است وادراک افراد نسبت به دنیایی که درآن زندگی می کنند متفاوت است .فرآیند های ادراکی نقش مهمی در تصمیم گیری مدیریت در زمینه هایی چون انتخاب کارکنان انتصاب و ارتقا دارد.

به علت اهمیتی که تصمیمات مدیر هم برای افراد ذیربط وهم برای سازمان دارد ضروری است تا شناختی واضح از چگونگی پیدایش این پیشداوریها وتاثیر آنها بر گرایشها و رفتار داشته باشد .

مدیران رفتار رابا اشاره به 4 عامل رفتاری ادراک یادگیری شخصیت انگیزه ها تبیین می کنند.

شناخت تواناییها وصفات کارکنان ازاهمیت برخوردار است زیرا دربرگیرنده ویژگیهای فردی است وظرفیت کارمند رادرمقایسه با انگیزش که نشاندهنده اراده کارمند درنیل به هدفهای سازمان است نشان می دهد.شناخت روشن از تفاوت تواناییها وصفات کارکنان به مدیران امکان می دهد تا کار بهتری درزمینه گزینش وانتصاب انجام دهند.طبق تحقیقاتی که دربین کارکنان موسسات صنعتی آمریکا انجام شد این نتیجه حاصل شد که یک مدیر با هرچه بیشتر نزدیک کردن ادراک خود به واقعیت(زیردستانش واقعاچه می خواهند)غالبا میتواند بر اثر بخشی خوددر کارکردن با آنها بیفزاید.

 مدیریت و انگیزش کارکنان

نظریات معاصر درزمینه انگیزش کارکنان را به عنوان منابع بالقوه

انسانی تلقی میکنند با این مفروضات بر عهده مدیرت است که راههایی برای بهره وری از این منابع پیدا کند تاهم کارکنان وهم نیازها واهداف سازمان تسهیل شوند.

شیوه های معاصر مدیریت درانگیزش کارکنان بر اهمیت آگاهی  مدیران از فرآیندهای انگیزشی تکیه داردتا به این طریق مدیران بهتر بتوانند با کارکنان ومحیط کار در تعامل باشند ونیل به سطوح بالای عملکرد ورضایت شغلی را فراهم کنند.  

تحول اندیشه مدیریت درزمینه انگیزش کارکنان سه مرحله نسبتا متمایز را پشت سر گذاشته است که عبارتند از:سنتی روابط انسانی ومنابع انسانی(مایلز پورتر کرافت)

Text Box: توانایی بر حسب درصد ب درصد درصد دردرصددرصد موضوع انگیزش کارکنان بلا شک یکی از مهمترین موضوعات برای مدیران است .مدیران نباید از حضور دائمی فرآیندهای انگیزشی در سازمان غافل بمانند.ویلیام جیمز در تحقیقی درباره انگیزش به این نتیجه دست یافت که کارکنان ساعتی تقریبا با میزان کاری 30-20 درصد توانایی می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند. این تحقیق نشان داد اگر کارکنان انگیزش بیشتری داشته باشند تقریبا با 90-80 درصد توانایی خود کار می کنند.

 

90-80

 

 

 

30-20

 

سطح تحت تاثیر انگیزش

 

 

 

این تحقیق نشان می دهد که پایین بودن انگیزه مثل پایین بودن تواناییهاست.به همین دلیل ایجاد انگیزش یک کارکرد بی نهایت مهم مدیریت است.

انگیزه باعث رسیدن به هدف میشود ودر این راه انسان رفتارهایی از خود بروز می دهد درواقع هررفتاری سلسله ای ازفعالیتها است.

فعالیتها به طور کلی به دودسته طبقه بندی می شوند:

1-فعالیتهای معطوف به هدف : فعالیتی است که برای دستیابی به هدف برانگیخته می شود.

2-فعالیت هدف:که عبارت است ازدرگیری و مشغولیت باخود هدف

مثلا درمورد گرسنگی غذا هدف است وخوردن فعالیت هدف است.

 نظریه مزلو

از نظر مزلو نیازهای انسان از یک سلسله مراتب برخوردارند.از نظر وی نیازهای فیزیولوژیکی مانند خوراک پوشاک مسکن در

راس قراردارندزیرا برای بقا وادامه زندگی ضروری هستند.

سپس نیازبه ایمنی(تامین) و درمرتبه بعدی نیازهای اجتماعی(تعلق)

وسپس نیاز به احترام وآخرین مرتبه نیاز به خودیابی است.

 

خودیابی

ا جتما عی

ا یمنی

فیزیولوژیکی

ا حترام

ترتیب نیازها:

 درجامعه پیشرفته(شکل1 )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خود یا بی

درجامعه درحال توسعه(شکل2)  

 

ا حترام

 


ا جتما عی

 

ا یمنی

فیزیو لو ژیکی

 

 

 


یک مدیرباید افراد خود را بشناسد  تا متوجه شود چه چیزی در انها ایجاد انگیزش میکند او نباید صرفا به مفروضات متکی باشد .

کیفیت ارتباطاتی  که کارکنان  یک مدیر با وی برقرار می کنند .

غالبا مبتنی بر رابطه ای است که میان او وافرادش طی یک مدت

زمان طولانی استوار گردیده است .اغلب مدیران تشخیص نمیدهند

که انچه امروز مردم از مشاغل خود  می خواهند با انچه قبلا مردم میخواستند متفاوت است .در اثر با لارفتن سطح رفاه افراد و میزان حقوق انان وسطح ایمنی نیازهای  فیزیولوژیکی وایمنی بخش عظیمی از مردم  ارضا می شود  لذا مردم به انگیزهای اجتماعی احترام و خود یابی  توجه بیشتری نشان  می دهند  بنابراین  مدیران 

باید از این واقعیت ها  اگاه باشند ومحیطی را فراهم کنند که ارضا کننده این نیازها باشد .

کریس ارگریس  بی تفاوتی شایع میان کارگران  صنعتی و فقدان  تلاش ازجانب انان را صرفا نتیجه تنبلی فرد نمی داند   بزعم او این مسائل از مدیریت ناشی می شود . ارگریس عقیده دارد که در بسیاری موارد  هنگامی که مردم به نیروی کار می پیوندند بر اثر اعمال واقداماتی که مورد استفاده مدیریت سازمانها قرار میگیرد  از رشد و بلوغ باز می ماند  در این سازمانها  اجازه کمترین کنترلی بر محیط کار وافراد داده نمی شود  وانان به فردی منفعل متکی وزیر دست تبدیل می شوند  در  نتیجه انها نا بالغ رفتار میکنند  بسیاری از سازمانها انتظار دارند که کارکنان انها به جای اینکه  مثل بزرگسالان بالغ  رفتار کنند همچون  ادم های  نابالغ عمل نمایند .

ارگریس مدعی است که شما رکارکنانی که انگیزش انها را میتوان با افزودن  یا بالا بردن سطح مسئولیت هایشان بهبود بخشید بسیار بیشتر از ان است که اغلب مدیران تصور میکنند .

مدیریت ومشارکت:  مشارکت در تصمیم گیری یکی از مباحث جدید درعلم مدیریت است وارتباطی تنگاتنگ با شیوه ی سرپرستی دارد.یکی از مسائل اساسی که مدیران در اجرای وظایف خود با روبرو هستن میزان  مشارکت مرئوسان در گروه کار وتصمیماتی است که مربوط به مشاغل انان میشود این اقدام در بسیاری از موارد منجر به بهبود در کیفیت تصمیمات افزایش تعهد اعضا در برابر برامد تصمیمات وفزونی رضایت ناشی از مشارکت خواهد شد .این نتایج غالبا براثر بخشی سازمان ارتباط دارد.  براساس يك رشته مطالعات درباره تصميم گيري مديران وروم ويتون(1973) به شواهدي دست يافته اند كه نشان مي دهد زماني مديران به مشاركت علاقه بيشتري نشان مي دهند كه كيفيت تصميمات اهميت داردو پذيرش تصميمات براي اجراي موثر آنها حياتي به شمار مي رود.

وظيفه يك مدير هميشه تعيين هدف براي زيردستان خود نيست بلكه برعكس فراهم كردن محيطي است كه درآن زيردستان بتوانند نقشي درتعيين هدفهاي خود بازي كنند .تحقيقات نشان ميدهد وقتي كه يك شخص درتعيين هدف شركت داده مي شود تعهد او نسبت به تحقق آن هدف افزايش مي يابد.

رهبري در سازمان

در شبكه مديريت 5 نوع مختلف رهبري بر اساس توجه به توليد (وظيفه)وتوجه به افراد (روابط)در چهار ربع مشخص شده بوسيله مطالعات اوهايو قرار مي گيرند:

زياد

تيمي

باشگاهي

    

كم

كم

    توجه به توليد

زياد

Text Box: توجه به افراد

ميانه روي

 

 

   بي خاصيت

وظيفه مدار

 

 

 

 

 


به نظر هالپين يك رهبر موفق بايد به برآوردن دو مقصود گروهي زير مدد برساند: تحقق هدف و  حفظ گروه(به اصطلاح كارترايت و زاندر)يا به اصطلاح بارنارد  وي بايد اقدام و عمل تعاوني گروهي راكه هم اثربخش وهم كارآمد است تسهيل كند.به عبارتي مطلوبترين رفتار رهبر مديريت تيمي است(حد اكثر توجه به توليد وافراد)                                     رفتار مديربايد منطبق براوضاع وشرايط موجودباشد درغير اين صورت نوع مديريت او فقط به يك سازمان خاص محدود ميشود . درواقع رهبري انطباق پذير را مي توان به صورت زير بيان كرد:"هراندازه كه مدير سبك رفتار خود را متناسب وضعيت خاص ونيازهاي زير دستانش اانطباق پذير سازد به همان اندازه در رسيدن به هدفهاي شخصي سازماني اثربخش(موثر)خواهد بود." طبق اين تعريف چيزي به نام بهترين روش رهبري ومديريت وجود ندارد بلكه اين شرايط هستند كه نوع مديريت را مشخص ميكنند.

امروزه يكي از مشكلات عمده سازمانهاي صنعتي كمبود مديران موفق است. اغلب مديران به دنبال اهداف كوتاه مدت هستند زيرا موفقيت دراين اهداف باعث ارتقائ آنان ميشود درحاليكه با ارتقاي اين مديران سازمان دچار بلا تكليفي ميشود زيرا اهداف بلند مدت را دنبال نمي كنند سپس كليه فشارها روي مديران بعدي وارد مي شود. يك سازمان اميد براين است  كه فضايي بوجود آيد كه درآن يكي از دو وضع زير پيش آيد :

افراد سازمان (مديران وزير دستان) ياهدفهاي خودرا درنتيجه مستقيم كاركردن براي تحقق هدفهاي سازمان تحقق پذير ببينند درنتيجه هرقدر مقاصد وهدفهاي فردي رابتوان به هدفهاي سازماني نزديكتر كرد عملكردسازمان بهتر وبيشتر خواهد شد.

يكي ازطرقي كه رهبري اثربخش بواسطه آن شكاف ميان هدفهاي فردي و سازماني راپر مي كند ايجاد وفا داري نسبت به خود بين زيردستان است.علاوه بر ليكرت كرمن وفيدلر عده اي از محققان ديگر نيز نشان داده اند كه وضعيتهاي متفاوت مستلزم سبكهاي رهبري متفاوتي است.

اگر مديري ترجيح مي دهد كه سبكهاي زيردستان خودرا تغيير دهدبايد متوجه باشد كه لازم است حداقل به طور موقت رفتار خود رابارفتار فعلي آنها تطبيق دهدمثلا سرپرستي كه مي خواهدزير  دستانش مسوليت بيشتري تقبل نمايند وبه جاي نظارت مستقيم تحت نظارت كلي عمل كنند نبايد انتظار داشته باشند كه چنين تغييري درعرض يك شب صورت گيرد چنين تغييري مطابق برنامه وبه مرور طي يك دوره دراز مدت انجام ميگيرد. همچنين يك رهبر بايد از انتظارات زيردستانش راجع به نحوه رفتارش دروضعيتهاي معين آگاه باشد اين موضوع مخصوصا هنگامي اهميت دارد كه  رهبر به تازگي مقام خودرا احراز كرده باشد زيرا سبك رفتار رهبر پيشين هنوز نفوذ زيادي دارد وتغييردر سبك رفتاريا انتظارات زير دستان به زمان نياز دارد.بعضي مواقع برآوردن انتظارات ما فوق غالبا عامل مبهمي است كه بر سبك فرد تاثير مي گذارد خصوصا اگر خواهان ترقي و پيشرفت درسازمان باشد اين نتيجه طبق تحقيق رابرت اچ.گست آشكار شد.

تاكيد براهميت توانايي تشخيصي يك رهبر را نمي توان مبالغه آميزدانست ادگار اچ.شاين در اين زمينه استدلال مي كند كه"مدير موفق بايد يك تشخيص دهنده خوب باشدوبه روح تحقيق ارزش بگذارد."  "او بايد انعطاف پذيري شخصي و دامنه متغيري ازمهارتهاي لازم را داشته باشد تا رفتارخودرا به اقتضا تغيير دهد

اگر نيازها وانگيزه هاي زيردستانش متفاوت است بايد باآنها به طور متفاوت رفتار كند."

 

مديريت وپاداش كاركنان

يكي ازمسوليتهاي عمده مديران ارزشيابي وپاداش دهي به مرئوسان است اگر بنا باشد مديران ازا ثربخشي پاداشهاي موجودوغالبامحدود استفاده كنند آگاهي كامل از تكنيكهاي تقويت ضرورت دارد. مديران بايد توجه داشته باشنداز اعطاي پاداش يكنواخت به تمامي افراد جدا خودداري كنندوهمچنين پاداش يا پيامد بايد با رفتار برابر باشد.

 

 

طرحهاي تشويقي انفرادي و گروهي

سيستمهاي تشويقي در سازمانها معمولا به دو دسته انفرادي يا گروهي تقسيم ميشوند اين موضوع بستگي به اين دارد كه ذينفع فرد ويا گروه (سازمان)باشد.طرحهاي تشويقي انفرادي هر كدام مبتني براين فرصتند كه موثرترين روش انگيزش عملكرد كاركنان از

طريق ارتباط دادن پاداش به ابتكار ومساعي فردي حاصل ميشود

اين طرحها عبارتند از:

 1- برنامه حقوق ومزاياي مبتني بر لياقت(شايستگي)

2-برنامه پاره كاري    3-كميسيون (حق العمل كاري)

4- برنامه پاداش .       از طرحهاي تشويقي جمعي يا سازماني براي بهبود عملكرد تقليل هزينه ها وافزايش سود استفاده ميشود.

سه روش عمده دراين زمينه عبارتند از:

1-طرحهاي مشاركت درسود 2- طرحهاي انتخاب سهام كارمندي

3- طرحهاي تشويقي سازماني

تعديل رفتار

تعديل رفتار عبارت است از استفاده از اصول شرطي سازي عامل درشكل دادن رفتار انساني براي تطبيق استانداردهاي مطلوبي كه از طرف سر پرستان تعيين ميشود .

مفروضات تعديل رفتار

اساس تعديل رفتاربه عنوان يك تئوري مديريت مبتني برسه اصل است(اسكينر1971)نخست اينكه طرفداران تعديل رفتار معتقدند كه

افراد اساسا به جاي فعال بودن منفعل وكنشگرهستند يعني به جاي تقليل مسوليت شخصي درپيشگامي رفتاربه محرك درمحيط خود پاسخ مي دهند اين نظريه تباين مستقيم با تئوريهاي انگيزش رفتاردارد مثل تئوري انتظار كه مي گويد افراد تصميمات آگاهانه درمورد رفتارهاي جاري وآني اتخاذ مي كنند ونقشي فعال (كنشگر)

درشكل دادن به محيط خود دارند. ثانيا طرفداران تعديل رفتار برخود رفتار يعني رفتارهاي مشاهده پذير وسنجش پذير به جاي نيازها  گرايشها و اهداف وسطوح انگيزش غير قابل مشاهده توجه دارند.درمقابلا تئوري شناختي هم بر عوامل مشاهده پذير وهم عوامل مشاهده ناپذير توجه دارد.ثالثا تعديل رفتار تاكيد مي كند كه تغييرات دائمي رافقط از طريق تقويت مي توان به وجود آورد و

رفتارهايي كه به نحو مثبت تقويت شوند تكرار خواهند شد. در حالي كه رفتارهايي كه بدين شكل تقويت نشوند تضعيف خواهند شد(قانون تاثير)

ديدگاه استراتژيهاي تغيير رفتار

ازديدگاه مديريت چندين استراتژي براي تغيير رفتار وجوددارد.

راشلين(1970) چهار نمونه اساسي را تشخيص داده است:

1-تقويت مثبت                      2- يادگيري اجتنابي يا تقويت منفي

 3- خاموشي(اطفا)                 4- تنبيه

كه هركدام نقش متفاوتي دريادگيري ايفا مينمايند.

                       استراتژيهاي تغيير رفتار

محرك

رفتار شغلي

اقدامات احتمالي سرپرستي

استراتژي تغيير رفتار

 

 

 

 

درخواست سرپرست براي اجتناب از تاخير

 

كارمند هميشه به موقع سركار مي آيد

تمجيد از كارمند ودادن پاداش به جهت شايستگي

تقويت مثبت

احتراز از ايذا و توبيخ كارمند

يادگيري اجتنابي

 

كارمند هميشه دير سر كار حاضر مي شود

خودداري از تمجيد وندادن پاداش

 

خاموشي

توبيخ و ايذاي كارمند

       تنبيه

 

از ديدگاه مديريتي اين سوال مطرح است كه كدام استراتژي  تغيير رفتار از همه موثرتر است؟

طرفداران تعديل رفتار اسكينر پاسخ مي دهند كه تقويت مثبت همراه با خاموشي مناسب ترين روش براي ايجاد رفتار مطلوب است .

چند دليل وجوددارد :اول اينكه با وجودي كه تنبيه مي تواند رفتار نامطلوب را منع يا ازبين ببرد ولي غالبا اطلاعاتي درزمينه اينكه كارمند چگونه ودرچه جهت تغيير مسير دهد فراهم نمي سازد .

بعلاوه كاربرد تنبيه ممكن است باعث بيگانگي فرد از موقعيت شغلي شود .در يادگيري اجتنابي معمولا بر جنبه هاي منفي تكيه  مي شوديعني به افراد آموخته مي شود تا از برخي رفتارها مثل  بي انضباطي بپرهيزند تااز عواقب آنبركنار باشند.   

 

مفهوم رضايت از شغل

رضايت ازشغل را مي توان به عنوان حالتي مطبوع ياعاطفي و

مثبت حاصل ازارزيابي شغل ياتجارب شغلي تعريف كرد.

عوامل موثربررضايت ازشغل را مي توان به 4 گروه نسبتا متمايز

طبقه بندي كرد:

1-عوامل سراسري سازمان              2-عوامل بلافصل شغل

3-عوامل محتوايي شغل                   4-عوامل فردي

نتايج حاصل ازنارضايي شغل عبارتنداز:ترك خدمت .غيبت ازكار

وعملكردضعيف نقش افراد درسازمانها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري:

 

پيچيدگيهاي رفتار انسان ومحيط سازماني دستيابي به نتايج جهان شمول را غير ممكن ميسازد .در سازمانها اغلب موقعيتها ودستاوردها مبتني بر احتمال است يعني رابطه بين دو متغير محتملا تحت تاثير متغير هاي ديگر قراردارد.

نظر مديران درموردعوامل وشرايط كارغالبا با كاركنان تفاوت

داردوچه بسا مديراني كه از درك اين وضع عاجزند.مسئوليت مديران حكم ميكندتا آنجا كه ميسرباشد اطمينان يابندكه كار كنان 

احساس كنند با آن منصفانه رفتار ميشود.

اگرقرارباشد سازماني موفق شود بايد راهي يافت تا انرژي وتلاش

گروههاي متفاوت درجهت نفع كلي سازمان حركت داده شود ازاين

گذشته رفاه كاركنان نيزبه توفيق سازمان بستگي دارد.

تصميم گيري به درستي يكي ازمسئوليتهاي اوليه مديريت شناخته شده است تصميمات ممكن است متضمن تخصيص منابع كمياب

استخدام افراد.سرمايه گذاري يا ارائه مقولاتي تازه باشد.

اگرمنابع فراوان باشدبه تصميمات كمتري احتياج است.مديراني كه

از مسائل افراد گروههاي شغلي آگاه هستند مي توانند ازمعلومات خود براي تسهيل اثربخشي سازماني استفاده كنند.آشنايي با رفتار

انساني وموضوعات شغلي مديران را درمقياسي قرارمي دهدتا

اقدامات هوشيارانه با هدف افزايش بازدهي وكيفيت كار معمول

دارنداين مسئوليت اساسي مديريت است.

بحث را با نقل قول ازج.م.كلارك به پايان ميبريم كه گفت:

"معلومات تنها ابزار توليد است كه تابع بازده نزولي نيست."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

1-پال هرسي وكتث بلانچارد  مديريت رفتار سازماني

 مترجم:دكتر علي علاقه مند

2-دكتر عباس محمد زاده-آرمن مهروژان رفتار سازماني

"نگرش اقتضايي"

3-دكتر اقتداري عليمحمد  سازمان ومديريت   سال68

4-دكتر عباس محمدزاده بهبود وبازسازي دانش تغيي وتحول سازماني  دانش مديريت

5- دكترمحمد ساعتچي نگرش كاركنان  وشيوه هاي تغيير

آن درسازمان

6-اكبر بهروز اسكويي مديريت ورفتار سازماني  سال81

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:33  توسط بهادر نیک پور  | 

 

ويژگي هاي مديران کارآمد

هر مدير بايد داراي ويژگي هايي باشد که اورا در خور و شايسته رهبري محيط آموزشي گرداند. . اين توانمندي ها که به توانمنديهاي رهبري موسوم است فرد را در بين ساير افراد متمايز نموده و او را قابل مراجعه ، اعتماد و اطمينان سازد .

مک موري (Mc Murray  ) ده ويژگي را براي يک رهبر موفق بر مي شمرد که مي تواند الگويي براي تمرين مديريت و رهبري آموزشي به حساب آيد :

1- استقلال فکر

2- اتکاي به نفس

3- قضاوت درست

4- ابتکار

5- جامعيت فکر

6- پيش بيني احتمالات

7- داشتن نظم

8- منصف بودن

9- قاطعيت

10- رعايت اصول اخلاقي

صاحب نظران ويژگي هاي ديگري نيز براي مدير آموزشي بر شمرده اند که در چهار موضوع مهارتهاي مديريتي ، مهارتهاي بين فردي ، ارتباط و ساير جنبه هاي مهارتي در اين مقاله مورد بررسي قرار مي دهيم .

 

الف ) مهارتهاي مديريتي

1- تجزيه و تحليل مسائل :

 اين توانايي به جمع آوري داده ها و تجزيه اطلاعات پيچيده براي عناصر هم يک مسئله بر مي گردد .به عبارت ديگر ، مدير بايد بتواند به جستجوي اطلاعات براي هدف معين بپردازد و از آن اطلاعات براي حل مسئله و تصميم گيري استفاده کند .

2- قضاوت :

توانايي رسيدن به نتيجه گيري هاي منطقي و اتخاذ تصميمات پر کيفيت بر پايه اطلاعات موجود ، داشتن مهارت در تشخيص نيازهاي آموزشي و تعيين اولويت بين آنها ، دارا بودن توان ارزشيابي انتقادي از ارتباطات کتبي .

بر اين اساس ،  يک مدير آموزشي خوب کسي است که بتواند نيازهاي آموزشي جامعه و مدرسه را مشخص کرده و با رعايت الويت ها ، به تصميم گيري درباره حل و تأمين آن نيازها بپردازد

3- توانايي سازماني :

توانايي برنامه ريزي ، زمان بندي و کنترل کار ديگران و داشتن مهارت در استفاده بهينه نيروها و توانايي برخورد درست با درخواست هاي ديگران در يک زمان . بدين ترتيب ، مدير آموزشي کسي است که بتواند از زمان و نيرو بطور بهينه و صرفه جويانه در حل مشکلات و تأمين درخواست ها يا نيازها استفاده کند .

4- مصمم بودن :

توانايي در تشخيص اينکه بدون توجه به کيفيت تصميم ، چه زماني نياز به اتخاذ تصميم است . درک درست و بموقع زمان تصميم گيري يکي از ويژگي هاي مهم رهبري آموزشي است .

 

ب ) مهارتهاي بين فردي

1- رهبري :

توانايي در درگير کردن و مشارکت دادن سايرين در حل مشکلات و مسائل سازمان و تشخيص اين که چه زماني گروه نياز به هدايت دارد و تعامل گروه با گروه براي راهنمايي آنها در انجام و تکميل کارها از ويژگي هاي رهبر آموزشي است .

2- حساسيت :

يک مدير آموزشي موفق نسبت به نيازها ، خواسته ها و مشکلات شخصي اعضاي سازمان دارد . او مي تواند تعارضات را حل کند و با افرادي که زمينه ها و سوابق متفاوتي دارند رفتار و برخوردي مناسب داشته باشد . او مي داند که چگونه با مسائل عاطفي برخورد کند و از چه نوع اطلاعاتي با هر کس استفاده کند .

3- تحمل فشار :

توانايي کار کردن در شرايط تحت فشار و در زماني که مخالفين ( نيروهاي مخالف ) در حال فعاليت هستند و همچنين توانايي فکر کردن در زمان وقوع مشکلات از ويژگي هاي مدير آموزشي خوب است .

 

ج ) ارتباط

-       ارتباط شفاهي :

مدير آموزشي موفق است که بتواند درباره ايده ها و وقايع سخنراني روشني داشته باشد .

-       ارتباط کتبي :

مدير آموزشي بايد بتواند ايده ها و افکار خود را کتباً به روش درست با مخاطبين مختلف مانند دانش آموزان، معلمان و اوليا و ديگران در ميان بگذارد .

 

د ) ساير جنبه هاي مهارتي

-       علائق مختلف :

يک مدير آموزشي خوب بايد توانايي و علاقه مندي لازم جهت شرکت در موضوعات و وقايع مختلف را داشته باشد .

-       انگيزه شخصي :

يک مدير آموزشي موفق کسي است که در در تمام فعاليت هايش نوعي نياز به کسب موفقيت وجود داشته باشد . بايد شواهدي مبني بر اهميت کار براي ارضاء نيازهاي شخصي او مشاهده شود .

-       ارزش هاي آموزشي :

داشتن فلسفه آموزش و پرورش کاملاً مستدل و روشن و توان پذيرش ايده هاي جديد و تغييرات از ويژگي هاي مديران آموزشي خوب است .

با توجه به اصول مديريت اسلامي و مديريت در ايران ويژگي هاي ديگري براي مديران کارآمد بيان شده است که مورد بررسي قرار مي دهيم :

1- نفوذ شخصي :

مدير رهبر بايد بتواند افراد زيادي را جذب کند و در هنگام لزوم افرادي را دفع نمايد . آنچه مسلم است که قوه جاذبه مدير بايد از نيروي دافعه او بيشتر باشد . کساني که به دلايل مختلف مثل سردي و تندي رفتار ، عدم سازش و ناتواني کنترل احساسات خود ، باعث دلسردي و پراکندگي انسانها مي شوند ، رهبران خوبي نيستند .

در حالي که جذب افراد بايد سهولت بيشتر انجام گيرد ، نبايد افراد را به سادگي از دست داد .

علي (ع) : اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضيع ظفر منهم .

عاجز ترين فرد کسي است که دريافتن دوست ناتوان باشد و از او ناتوان تر کسي است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد .

البته بايد توجه داشت که ملاک جذب و دفع ، حق است و هر رهبري که جاذبه زيادي داشته باشد ، الزاماً کارش حق نيست . از آنجا که مديران آموزشي با معلمان که قشري شريف ، وظيفه شناس و زحمتکش مي باشند  ، ارتباط دارند ، بايد رفتاري همراه با محبت ، دوستي ، خيرخواهي ، رعايت حقوق ، دادن ارزش ، احترام و بالاخره جاذبه لازم باشد .

مدير رهبر بايد از جهتي خونگرم و از جهت ديگر خونسرد باشد . خونگرمي به معني خوب با مردم رابطه برقرار کردن با آنها جوشيدن و در ميان آنها بودن است . خونگرمي حالت و جوّي خوش آيند و مساعد براي جذب افراد بيشتر فراهم مي سازد . در مقابل ، مدير بايد در مواقع سختي و اضطرار ، بروز مشکلات و بحرانهاي سخت خونسرد و خودنگهدار باشد . او بايد قلبي بزرگ و روحي عظيم داشته باشد . هرچه اهداف انسان عالي تر و روحش بزرگتر باشد ، قدرت مقابله و توان سکون و آرامش او بيشتر مي شود . اکثر مردان بزرگ جهان ، بزرگي خود را از روح بلند و همت عالي خود يافته اند و در همين راستا در حوادث بزرگ چون کوهي استوار و سربلند ، آرامش و وقار خود را حفظ کرده اند .

نکته مهم اين است که خونسردي قابل تمرين کردن و يادگرفتن است . دليل روشن آن اين است که معمولاً افرادي که تجربيات بيشتري دارند ، از جوانان و افراد کم تجربه در برخورد با وقايع و بحرانها خونسردترند . از جهت ديگر ، نگاهي به روش زندگي جوامع مختلف نشان مي دهد که مردم فرهنگهايي متفاوت ، از نظر درجه خونسردي ، خوش مشربي و اجتماعي بودن با هم فرق مي کنند . مدير بايد هنگام بروز دشواري ها به خود تلقين کند که اولين وظيفه او حفظ آرامش و داشتن برخوردي منطقي با مسئله است . گاهي اوقات ، برخوردها و تجربيات شغلي و شخصي موجب عادت به خونسردي است . مديراني که از مشکلات و سختي ها نمي هراسند و بعضاً به سراغ خطرها مي روند ، معمولاً افرادي خونسرد هستند .

بدون ترديد ، سخن گفتن و شيوه سخنوري از عوامل عمده برقراري ارتباط و نفوذ در ديگران است و سبب موفقيت انسان در روابطش با زير دستان و همکاران مي شود .

2- اعتماد به نفس و خودپنداري مثبت :

اعتماد به نفس يعني اينکه فرد نسبت به توانايي ها و نقاط مثبت خود اطمينان داشته باشد  . فردي که اعتماد به نفس دارد ، خود را در انجام کارها و وظايفش توانا مي يابد و با اطمينان بيشتري قدم هاي بعدي را براي حصول نتيجه بر ميدارد . خودپنداري نيز در راستاي اعتماد به نفس قرار مي گيرد . اگر به فردي که در موضوعي استعداد دارد گفته شود که استعداد ندارد و آن فرد چنين ادعايي را بپذيرد ، از نظر پيشرفت تحصيلي و موفقيت در کارها دچار اشکال خواهد شد .

فردي که خود پنداري منفي دارد ، همواره زندگي و کارهايش با ترديد ، دودلي و هيجان تؤام مي شود که همه اينها محدود کننده توانايي هاي فرد و در نتيجه کند و يا متوقف کننده موفقيت است .

مدير بايد به گفته ها ، افکار ، اعمال و موفقيت هايش اطمينان داشته باشد .

3- قابل اطمينان و اعتماد زيردستان بودن :

رهبر يا مدير نماينده زيردستان خود است و  به خاطر آنها رهبري مي کند و بايد بتواند با حسن نظر تمام ، به حرفها ، درد دلها و گرفتاريهاي آنها گوش بدهد و اسرار آنها را تا آنجا که منافع عمومي جامعه به خطر نيفتد ، حفظ کند ، مديري که قابل اعتماد نباشد ، نمي تواند از گرفتاري ها و مشکلات و خواست هاي افراد و سازمان آگاهي پيدا کند . معمولاً ، در چنين حالتي فقط مشکلات عمده که به درجه انفجار و ظهور رسيده اند ، از نظر او مي گذرد . درستي و امانت و صداقت در گفتار و رفتار و قولهايي که داده مي شود و بالاخره خيرخواهي و حسن نظرداشتن از مقدمات و لوازم قابل اعتماد بودن است . اين مسئله در مديريت آموزشگاهي از اهميت فراوان برخوردار است . نوجوانان و جوانان به علت کم تجربگي و خصوصيات خلقي سن خود و نيازهاي خاصي که دارند ، هر لحظه ممکن است نياز به کمک و راهنمايي داشته باشند . مدير آموزشي بايد چنان قابل اعتماد باشد که دانش آموزان ، معلمان و اولياء بتوانند مسائل خود را بدون ترس و احساس خطر با او در ميان گذارند . اگر مديري بخواهد داراي ويژگي قابل اعتماد بودن شود ، بايد يک يک مسائل فوق را رعايت کند تا پس از مدتي زمينه هاي اعتماد به او در بين همکاران و پيروان يا زيردستانش فراهم شود .

4- داشتن فلسفه روشن و اهداف بزرگ :

کساني که از توانمندي رهبري برخوردارند ، معمولاًداراي فلسفه و جهان بيني روشني هستند . آنها براي جهان خلقت ، پديده هاي جهان و زندگي اهدافي قائل هستند و مي دانند که هيچ چيز بدون هدف وجود ندارد . اين افراد ، در زندگي فردي ، اجتماعي و سازماني خود هدفمند هستند و همواره به اهداف خود آگاهي مي باشد ، يک مدير خوب آموزشي دلايل مدير شدن خود را به خوبي مي داند ، به وظايف خود آشناست و مي تواند آينده روشني براي مدرسه يا سيستم آموزشي خود ترسيم کند . اين اهداف ممکن است، ميان مدت و بلند مدت باشد .

مديراني که زمينه هاي رهبري در آنها وجود دارد ، ازاهداف کوچک و روزمره مي گذرند و بيشتر بر اهداف بزرگ و بلند مدت تکيه دارند . معمولاً اهداف بزرگ ريشه در آينده دارند و هرچه هدف ، آينده عميق تري را در بر بگيرد ، بزرگتر است . اهداف بزرگ به سادگي بدست نمي آيد . براي رسيدن به اهداف بزرگ بايد مقدار قابل ملاحظه اي از خطر و يا ريسک را پذيرفت .

5- بصيرت و قدرت پيش بيني کنندگي :

بصيرت يعني فهم نسبتاً سريع روابط علت و معلولي عوامل در وقايع ، مسائل و پديده ها و پيدا کردن راه حلهاي مناسب براي آنها . مدير يا رهبر بايد بايد توانايي پيش بيني کنندگي وقايع را داشته باشد . کسي که بصيرت دارد ، مي تواند از روي شواهد و قرائن مسائل موجود را پيش بيني کند که در آينده چه مسائلي يا وقايع جديدي پيش خواهد آمد . مدير بصير به آينده مي نگرد و وضع سازمان خود را براي آن زمان در نظر مي گيرد. او بدين طريق از يک طرف جلوي بروز مشکلات و مسائل زيادي را که در آينده ممکن است اتفاق بيفتد مي گيرد و از طرف ديگر سازمان و افراد خود را براي پذيرش تغييرات آتي آماده مي سازد .

بصيرت با هوش و استعداد فرد بي ارتباط نيست و به همين دليل مقدار آن از فردي تا فرد ديگر تفاوت دارد بصيرت از ماده بينايي و بينا بودن است . بينا کسي است که مي بيند ، مي انديشد و وتصميم مي گيرد . پس بينايي ، ديدن با چشم ظاهري و حسي نيست ، بلکه بيشتر به معني ديدن با چشم عقل و هوش است . تفاوت فرد با بصيرت و بدون بصيرت اين است که فرد بي بصيرت فقط مي بيند ولي فرد با بصيرت مي بيند و پيش بيني مي کند . ممکن است ، يک مدير آموزشي بي انضباطي دانش آموزان ، ترک تحصيل ، کاهش نمرات و يا مجموعه اي از رفتارهاي نا مطلوب را ببيند و با آنها فقط در حد تنبيه فرد و يا بررسي موردي مسئله برخورد کند . در مقابل ، مدير ديگر ، ممکن است آن را بصورت يک جريان که عوامل و علل مختلفي دارد ببيند که در صورت پيش گيري نشدن عواقب ناگواري از نظر تربيتي و اجتماعي براي مدرسه و جامعه به بار بياورد .

مدير بصير کسي است که به امور آشناست و درباره آنها شناخت دارد و بالاخره مي فهمد چه بايد بکند .

امام صادق (ع) درباره بصيرت فرموده است :

العامل علي غير بصيره کالسائر علي غير الطريق لايزيد سرعه السيرالابعداً

هرکه بدون بصيرت عمل کند ، مانند کسي است که بي راهه مي رود و هر چه شتاب کند ، از هدف دورتر مي گردد .

( اصول کافي ، ج 1 ، ص 54 )

6- قوه ابتکار و خلاقيت :

آموزش و پرورش عامل بوجود آورنده تفکر خلاق است و بيشتر کوشش هاي آن مصروف بارآوردن انسانهاي خلاق و مبتکر مي شود . مدير آموزشي ، راهنما و هدايت کننده معلمان و دانش آموزان به سمت اين هدف است . مدير آموزشي که خود به عنوان يک الگو در صف اول اين حرکت است نبايد فکري بسته و غير قابل انعطاف داشته باشد . افکار کليشه اي و قالبي جلوي رشد دانش آموزان و معلمان را مي گيرد ، مانع پذيرش تغييرات و نوآوري هاي ضروري مي گردد و جلوي بروز افکار نو و سازنده را مي گيرد . يک مدرسه ، هميشه به ايده هاي جديد و راههاي نو نياز دارد که به تقويت روح خلاقيت و تشويق افراد به تشريک مساعي بپردازد.

داشتن روح قدر شناسي از ايده ها و افکار جديد و توان تحمل آنها زمينه هاي آزادي و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي سازد .

داشتن ديدي انتقادي که چراهاي يک راه و اثربخشي يک وسيله يا نيرو را مورد سؤال قرار دهد سبب پيدايش خلاقيت مي شود .

در سازمانهايي که مديران نسبت به مشارکت افراد در تصميم گيريها و دادن مسئوليت و اختيار علاقه بيشتري نشان مي دهند ، ميزان خلاقيت و ابتکار و مسئوليت پذيري براي حل مشکلات بيشتر از سازمانهاي خودکامه يا کاملاً متمرکز است .

بررسي هاي روان شناختي نشان مي دهد ، هرگاه مردم فرصت بيان انديشه هاي خود را بيابند و در تصميمي که بر سرنوشت آنان اثر مي گذارد شريک شوند ، ايشان نوآفريني و آفرينندگي بيشتري از خود نشان مي دهند و مسئوليت بيشتري را مي پذيرند .

7- قدرت تصميم گيري و حل مسئله :

هر مدير آموزشي مخصوصاً همه مديران مدارس ، هر روز با مسائل و مشکلات زيادي روبرو مي شوند که بايد در مورد آنها تصميم بگيرند . تصميم گيري يعني پيدا کردن يک راه حل مناسب براي مشکلي که مطرح شده است . براي دستيابي به يک راه حل مناسب يا بهينه بايد از توان بررسي و مطالعه عوامل يا متغيرهاي موجود در يک پديده برخوردار بود . مدير بايد بتواند مراحل حل مسئله از تشخيص و تعريف تا پيدا کردن راه حل و به اجرا در آوردن تصميم و ارزشيابي نتايج را بپيمايد .

قدرت تصميم گيري از يک طرف با ادراک عمومي و توان تجزيه و تحليل فرد و از طرف ديگر به قدرت خلاقيت و ابتکار او بستگي دارد .مدير آموزشي بايد درباره هر مسئله اي از اطلاعات و آگاهي نسبتاً وسيعي برخوردار باشد تا بتواند علل و عوامل بوجود آورنده آن را تشخيص دهد . سپس با استفاده از نيروي ابتکار و خلاقيت خود و با تکيه بر واقعيات و عللي که شناخته است راههاي مختلف حل مسئله را مورد بررسي قرار دهد و با در نظر گرفتن همه شرايط و مقايسه همه راه حلها الويت راه حلها را تعيين و يک راه حل بهتر را برگزيند .

8- اراده ، پشتکار و جديت :

داشتن توان تصميم گيري ، خلاقيت و ابتکار براي هر مدير ضروري است ، اما به صرف داشتن آنها ، الزاماً مدير موفق نمي شود . پس از گرفتن هر تصميم ، مصمم بودن براي تعقيب و اجراي آن و رسيدن به نتيجه نيز بسيار ضروري است . همه مردم تا حدودي افکار و آرمانهاي زيادي در مغز خود مي پرورانند و تصميمات زيادي در زندگي خود مي گيرند ، ولي به علت نداشتن اراده قوي تصميماتشان به قطعيت و اجرا نمي رسد و آنها را قبل از شروع يا در حين عمل رها مي کنند .

اراده يعني خواست تؤام با پاي بندي و پايمردي که فرد را در تصميمات و خواسته هايش محکم و استوار مي سازد و پس از تفکر لازم و انتخاب راه هيچ ترديدي بخود راه نمي دهد و تا حصول مقصود بر همان تصميم و انتخاب مصمم باقي مي ماند . مردان و زنان بزرگ جهان انسانهاي با اراده اي هستند که تزلزل فکر و ترديد به خود راه نمي دهند . اراده از جهتي به دانش و اطلاعات فرد و تشخيص راه درست و از جهت ديگر به اعتماد به نفس و بلوغ روان او بستگي دارد . بالعکس هم روشن نبودن مسئله و راه حل و هم عدم پايداري رواني مي تواند ما را در راه رسيدن به اهداف و تصميماتمان با شکست روبه رو سازد .

9- صبر و بردباري :

گاهي اوقات مسائل انضباطي ، مشکلات اخلاقي و فرهنگي ، بيماريها و تقاضاهاي افراد و ... چنان بر مدير فشار مي آورد که عرصه بر او تنگ مي شود . چنانچه مديري از بردباري و حلم کافي برخوردار نباشد ، کنترل خود را از دست مي دهد . مديريت آموزشي ، از نوع مشاغلي است که در درون فعاليت هاي خود از تنوع و گوناگوني وظيفه برخوردار است . رسيدگي به امور معلمان ، روش تدريس ، وسائل آموزشي و کمک آموزشي ، امتحانات  و برقراري ارتباط با اولياء ، معلمان و مقالات اداري و آموزشي از نمونه هاي آن است . اصولاً کار آموزشي و پرورشي نياز به حوصله و بردباري دارد . تا معلمي نتواند با دقت و متانت مباحث درسي را يکي پس از ديگري به دانش آموزان تفهيم کند ، معلم موفقي نخواهد بود . تا مديري قادر نباشد وقت نسبتاًزيادي را با معلمان و دانش آموزان بگذارند ، مدير کارآمدي به حساب نمي آيد . گاهي اوقات ، بايد ساعت ها و روزها وقت صرف کرد تا  به علت مشکلي پي برد . تماس با اولياء دانش آموزان و معلمان به منظور کسب اطلاعات درست و پيدا کردن نيروها و امکاناتي که بتواند مشکلات دانش آموزي را حل کند ، وقت زيادي مي طلبد .

اصولاً ، قسمت پر اهميت آموزش و پرورش ، کارکردن با افراد ضعيف ، مشکل دار و عقب افتاده است و نه فقط کارکردن ، با افرادي قوي . کارکردن با افرادي که نسبتاً ضعيف هستند نياز به صبر و حوصله دارد و به سادگي کارکردن با افراد باهوش و يا موفق تحصيلي نيست . تا مدير نتواند رفتار نامطلوب افراد را در حين مداوا و بهبود تحمل کند ، مدير خوبي نيست همان گونه که يک پزشک بيمار رواني و يا جسمي خود را به علت بيمار بودن به باد کتک و يا ملامت نمي گيرد ، يک مدير آموزشي نيز بايد به افراد به عنوان کساني که مشکل دارند و يا به اصطلاح بيمار هستند بنگرد .

10-                     شجاعت :

مدير آموزشي بايد انساني دلير ، حقيقت جو و دفاع کننده از حق و درستي باشد . اگر مدير فردي محافظه کار و ترسو باشد و علي رغم تشخيص درستي مسئله ، بنا به فشارها ويا ملاحظاتي دست از حق بردارد و به ناحق عمل کند ، در دراز مدت سبب نارضايتي افراد درستکار و جسور شدن کساني که با صداقت عمل نمي کنند خواهد شد . شجاعت يعني ميل به حق گويي و دفاع از حق . فرد شجاع کسي است که آنچه حقيقت دارد را بازگو و عمل کند و از دفاع از حق نهراسد .

علاوه بر آن شجاعت يعني خطرپذيري و قبول عواقب و آثاري که احتمالاً از انجام يک کار ممکن است برجاي بماند بطور کلي ، هر تصميم و برنامه اي مخاطراتي دارد که بعداً ممکن است مورد سؤال قرار گيرد . چنانچه مديري به دانش آموزان اجازه شرکت در يک مسابقه را بدهد و حادثه اي براي يکي از آنها رخ دهد مدير مسئوليت آن را تا حدي که به آنها اجازه داده است و به او مربوط مي شود مي پذيرد . اگر يکي از دبيران مرتکب عمل خلافي شود که تأثيري سوء بر رفتار دانش آموزان بگذارد بايد با شجاعت تصميم مقتضي بگيرد و چنانچه با مخالفت هايي روبه رو شود به دفاع بپردازد .

11-                    وقت شناسي ، نظم و سازماندهي :

شناخت زمان و ارزش دادن به وقت از ويژگي هاي مردان و زنان بزرگ است . چه بسا فرصت ها و زمانهاي مناسب که به علت بي توجهي و يا غفلت از دست مي رود . تشخيص درست و به موقع مشکلات ، حوادث و راه حل آنها از ضروريات مديريت است . اساساً همان گونه که زندگي انسان از چرخه ها و دوره هاي خاص رفتاري شکل مي گيرد ، تربيت نيز  که بايد بر پايه اين دوره ها اعمال گردد ، از اهميت به سزايي برخوردار است ، شناخت زمان مناسب تربيت ، تصميمات و رفتارهاي تربيتي تضمين کننده موفقيت مربيان و مديران آموزشي است .

پيش بيني زمان لازم براي انجام هر کار و تعيين الويت کارهاي مختلف و انجام دادن هر کار در جاي خود از ضروريات مديريت آموزشي است . در بين انواع مديريت ها ، مدير آموزشي ، از نظر برنامه ريزي براي استفاده از زمان از حساسيت خاصي برخوردار است .

مدير آموزشي ، از يک طرف بايد بين همه امور ، نيروها و امکانات هماهنگي و نظم بوجود آورد تا رسيدن به اهداف تعليم و تربيت ميسر شود . هرگونه بي توجهي به نظم و هماهنگي ، به علت کثرت کارهاي مدرسه و تعداد زياد دانش آموزان انضباط بوجود آورد تا بتواند از اوقات خود در آينده بهره لازم را برده و افرادي برنامه ريز بار آيند ، اگر مدير آموزشي نتواند اين رسالت بزرگ را به انجام رساند ، جامعه نخواهد توانست از اين نيروها بطور مناسب در آينده بهره بگيرد . اولين کسي که بايد در محيط آموزشي زمان را بشناسد و منضبط باشد ، مدير است .

 

منابع

رهبري و مديريت آموزشي ، سيد محمد مير کمالي ، 1383

مشارکت به چه معني است ؟ ، محمد علي طوسي ، مجله مديريت دولتي ، تابستان 1370

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:31  توسط بهادر نیک پور  | 

ويژگيهاي مديران موفق

در مورد مديران برجسته چه اطلاعاتي داريد؟ آيا توجه داشته ايد كه چه عواملي باعث ساختن يك مدير خوب مي شود؟ ... بدون شك بعضي از ويژگيهاي ، مهارت ها و توانمنديها را بصورت مشترك در ميان مديران موفق ميتوان مشاهده كرد ولي علاوه بر مهارتهاي تخصصي در فضاي كسب و كار دارابودن مهارتهاي اجرائي بعنوان مكمل مهارتهاي تخصصي يك الزام بشمار مي آيد.

شايد بتوان نشانه ها ، مهارتهاي اصلي براي ايجاد الگوي راهبري شايسته را بشرح ذيل خلاصه نمود.

1- خودآگاهي : كسي كه مي خواهد برديگران مديريت كند لازمه اش مديريت برخود است منجمله : مديريت بر زمان و تنش و تعيين اهداف و اولويتهاي شخصي بعنوان مثال مديريت بر زمان و تنش به مديران كمك مي كند تا نسبت به سازماندهي پيرامون خود و تطبيق پذيري با آن اقدام نمايند.

2- تعيين چارچوب ماموريت سازمان : وظيفه يك مدير مؤثر ايجاد يك ماموريت شفاف براي سازمانش است يك ماموريت روشن نه تنها باعث انگيزش كاركنان ميشود بلكه به آنها القاء‌ مي كند كه كارشان داراي اهميت است ونكته مهم تر اين است كه كار فقط براي حقوق و گذراندن زندگي نيست بلك چيزي مهم تر در پس آن نهفته است.

3- از چيزي هراس به دل راه ندهد: در يك مديريت مؤثركاركنان مورد تشويق قرار
مي گيرند تا با هر اشتباهي شرمنده نشوند در يك سازمان مي بايست آموخت كه براي چيزي نو و متفاوت بايد تلاش كرد ولي بايد آگاه بود كه اگر نتيجه مطلوب حاصل نشد يكديگر را سرزنش ننموده نكته مهم اين است كه فرد روي چه چيزي تمركز كند، ترس يا فرصت؟

4- رهبري بر راهنمائي ارجح است: جايگاه مدير جايگاه رهبري و هدايت است كه هم آموزش ميدهد و هم تشويق مي كند واگر لازم باشد رفتار كارمندانش را اصلاح ميكند ديد راهبر به چيزها متفاوت تر از ديد كاركنان است بنابراين از اين ديدگاه آموزش دادن و مشوق بودن خيلي مهم است . بعنوان مثال هنگاميكه مديري مي خواهد خطاي كارمنداش را يادآوري كند بايد بپذيرد كه اوهم ممكن است اشتباه كند.

5- مديريت بر تنش و استرس : آنچه مسلم  است آنكه تنش هاي روبه افزايش باعث كاهش بهره وري مي گردد. نتايج تجربيات نشان داده كه عدم شايستگي مدير،  عامل اصلي ايجاد تنش در جايگاه كار است .

6- ارتباط مؤثر با كاركنان : اين ارتباط ممكن است به سه شكل صورت پذيرد ، نوشتاري ، زباني ، سخنراني ، داشتن مهارت درهريك از اين زمين ها لازم بوده زيرا تقريبا" 80% وقت مديران در محيط كار با اين نوع ارتباطات پرمي شود.  لذا اهميت و توجه به آن دور از انتظار نخواهدبود. بعبارتي ارتباط مؤثر آن نوعي از ارتباط است كه ضمن حفظ رابطه مثبت بين طرفين ارتباط از توجه به مشكل موجود نيز غفلت صورت نمي گيرد. نكته قابل اهميت در ارتباط مدير با كاركنان پائين تر ، ارتباط محترمانه اي است كه نه از موضوع قدرت بلكه بيشتر از جنبه مشاركت است . اگر در ارتباطات انعطاف پذير باشيد اين احساس را بوجود مي آوريد كه داده ها يا انتخابهاي ديگري نيز وجود دارد و ديگران هم ممكن است توان كمك به حل مشكل را داشته باشند در نهايت ارتباط مثبت و مؤثر با تعهد زيردستان به تصميم گرفته شده اعتبار مي بخشد.

7- استفاده مؤثر از قدرت : نكته اي كه در مورد قدرت مطرح است اين است كه چه كسي قدرت دارد و چگونه آن را بدست مي آورد، چگونه آن را مهار مي كند وچگونه از آن استفاده مي كند.

استفاده مؤثر از قدرت ، بحراني ترين جزء مديريت است و مديران قدرتمند داراي اين ويژگي هستند كه ديگران را نيز قدرتمند بسازند. درك سنتي از قدرت در گذشته عبارت از داشتن كنترل روي رفتار ديگران بوده مثل كنترل رئيس روي كاركنانش ولي مفهوم جدي از قدرت به جاي « داشتن اختيار بر روي ديگران» به «توانايي در انجام يك كار» تغيير يافته است تكنولوژي اطلاعاتي (IT ) به عدم تمركز اطلاعات كمك كرده و دسترسي به اطلاعات را براي تمام سطوح پائين تر امكان پذير ساخته است. مرزهاي ستني داخل و بيرون سازمانها درحال محو شدن است اينجاست كه بحث توانمندسازي مطرح مي شود .

8- تشخيص عملكرد ضعيف و استفاده از شيوه هايي كه باعث ارتقاء‌و انگيزش  كاركنان بشود: بدون شك هرفردي در موقع استخدام بعضي توانايي ها را با خود به سازمان مي آورد. با اختصاص منابع و آموزش نيز امكان بالا بردن توانايي ميسر است ولي در مورد تمايل در تعهد ، خود را در وظيفه مرتبط با مشكل آشكار مي كند.

كاركنان بصورت اصولي دوست دارند كه كار راخوب ارائه بدهند و مسئوليت بيشتري بپذيرند و اين برعهده مديران است كه با انگيزش و كمك به كاركنان آنها را در رسيدن به بهره وري بالاتر هدايت نمايند در اين رابطه وظيفه مديران تدوين برنامه اي قدم به قدم و نيرو دهنده براي انگيزش كاركنان است  بصورتي كه آنها با رضايت در انجام كارها پيشقدم باشند نكات كليدي اين برنامه عبارتند از : اهداف مشكل را به آرامي جا بياندازيم بصورتي كه قابل درك و پذيرش باشند، موانع سازماني و انساني را از بين ببريم و اين احساس را بوجود آوريم كه انتظارات قابل دستيابي است.

-        با ايجاد نظم و تشويق رفتارهاي غير قابل قبول را از بين ببريم .

-        پاداشهاي داخلي و خارجي مزيتي باشد براي تلاشهاي بالا.

-        جوايز را بصورت عادلانه توزيع نمائيم .

-        باز خورد عملكردها را به موقع با صداقت و پاداش آماده كنيم.

9- استفاده از تيم و مشاركت دادن افراد : ما خواه رئيس باشيم يا مرئوس امكان ندارد از كار تيمي گريزي داشته باشيم نتيجه بررسيها حاكي از اين است كه در تيم ايده هاي زيادي توليد و تصميم گيري و حل مشكل خيلي بهتر از روشهاي فردي صورت مي گيرد و درك بهتر و انگيزش بيشتر و عملكرد خوب را به دنبال دارد. نقش مديران در ايجاد هماهنگي ميان اعضاي تيم و پشتيباني و دادن بازخود و ترسيم يك چشم انداز و ايجادتعهد به
چشم انداز داراي اهميت ويژه اي است چشم انداز به شفاف كردن ارزشهاي محوري و اصولي كه تيم را در آينده هدايت كند كمك مي كند روي امكانات تمركز مي كند و باعث پيوند محكم اعضا به يكديگر مي شود.

يك مديرخوب مطمئا" رفتارش با تمام كاركنان خوب است و اين رفتار خوب را نه تنها در حقوق و پاداش بلكه در مشاركت دادن آنها در فعاليت روزانه نيز مي شود ديد. مدير خوب خلاقيت و نوآوري را مورد پشتيباني قرار ميدهد و تمام افراد احساس درگير بدون در كار را دارند.

10- حل مشكل با خلاقيت  : هرساعتي كه سپري مي شود امكان ندارد افراد با نوعي مشكل و نياز براي حل آن مواجه نشوند وظيفه مدير ذاتا" حل مشكلات است و اگر مشكلات نبودند ديگر نيازي به مديرنبود هرچند دارا بودن تحصيلات عاليه و سالها تجربه اندوزي مديران را در اين جهت هدايت ميكند كه مشكلات را درچارچوب هاي تعريف شده اي حل نمايند و ليكن از توانمندي وخلاقيت درحل مشكل دورمي شوندوظيفه مديرحل مشكلات سازمان با روشهاي خلاق و نه شيوه هاي سنتي است./

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:22  توسط بهادر نیک پور  | 

مطالب : علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس... بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند....

 

برای خیلی از معلمان و مدیران ومعاونین مدارس ، وجود کلاسهای ساکت و به اصطلاح مودب و منضبط ، نشان از رضایت دیگران از نحوه کار معلم و مربی دارد و این در حالی است که به تمایل تحرک دانش آموزان در سنین مختلف توجه نمی شود و با انجام شیوه های بازدارنده فعالیت و تحرک ، بر جریان آموزش لطمه وارد می آورند یکی از این دوره های حساس دوره پیش دبستانی است ....یادگیری فعال را فدای مدیریت کلاس و انضباط خشک نکنیم! محدوديت هايي که بر سر راه تحرک کودکان يا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد

مدیریت کلاس در مقابل یادگیری فعال

کودکان فراگیرندگان فعالی هستند.آگاهی از این امر باید برای مربیان تربیت بدنی کمی آسودگی فراهم آورد

با این وجود اگر فعالیتهای جسمانی به عنوان رفتار اولیه ای که کودکان فرا میگیرند شناخته شود به نظر میرسد که تربیت بدنی با طبیعت کودکان متناسب است . گاهی مدرسه این ویژگی مهم کودک را نادیده میگیرد . محدودیت هایی که بر سر راه تحرک کودکان یا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه می باشد . طرح معمول اجرای یک کلاس تربیت بدنی را در نظر بگیرید

کودکان به آرامی به درون سالن ورزشی قدم میگذارند 

آنها خودشان را در صفهای تیمی یا اشکال استاندارد دیگر نظم می دهند

آنها دست به سینه و با نگاه به معلم خود آرام و ساکت می نشینند

آنها به آرامی به دستورات معلم گوش می دهند

آنها در واکنش به توصیه های معلم حرکت می کنند .

وقتی معلم به کودکان می گوید وسایل را سر جایشان بگذارند و به آرامی و به صف سالن را ترک کنند زمان پایان کلاس فرا رسیده است

برای بیشتر معلم ها این شرایط کلاس خیلی خوب را به تصویر می کشد . با این وجود اولین نگرانی معلمان جدید ( همانند بسیاری از معلمان با تجربه ) مدیریت کلاس است . همچنین مدیران و والدین توقع دارند معلمان کنترل کلاسهایشان را به دست گیرند . بارزترین نشانه مدیریت موثر کلاس زمانی است که بچه ها تکالیف تعیین شده معلم را به آرامی تمرین می کنند . هر چند که سرو صدا و بی نظمی پیشنهاد نمی شود اما معلم ممکن است هنوز نگران باشد که وسایل و زمان لازم برای به دست آوردن چنین کلاسی تلف شده استwww.zibaweb.com 

مشکلاتی در مدیریت کلاس اغلب در آموزش پیش دبستانی وجود دارد . تاکید بر یادگیری مستقیم از معلم در یک محیط محدود، شور و نشاط و توسعه یادگیری در کلاس را از بین می برد . در یک محیط بازی بچه ها به یادگیری ترغیب می شوند . آنها به نوبت طرحهای بازی را برای همدیگر توضیح می دهند و با توجه به تواناییهای فزاینده خود به حل کردن مسايل پیچیده و تصمیم گیری مشغول می شوند . در محیط مدرسه سنتی علایق و عقاید کودکان در مقایسه با علایق و عقاید معلمان کمتر مورد تایید قرار می گیرد . چنین تمهیدات یک جانبه ای در بین کودکان ممکن است به خاتمه زود هنگام پاره ای از نقش آنها (به عنوان دانش آموز و یکی از ارکان مدرسه ) منجر شود 

همچنین در مدت زمانی که صرف می شود استاندارد رفتاری تحت فرمان معلم ، مورد قبول واقع شود،  فرصت یادگیری به هدر میرود . مدت زمانی را در نظر بگیرید که در کلاسهای زیادی به انتظار پیروی از یک استاندارد رفتاری صرف می گردد . مانند مدت زمان تشکیل یک صف مستقیم، ساکت نشستن ، وسایل را بی حرکت نگه داشتن یا نگاه کردن به معلم .  بسیاری از معلمان توجیه می کنند که دانش آموزان به این موقعیتها نیاز دارند تا کنترل خود را بیاموزند . متاسفانه در بعضی از این محیط ها آنها حتی تغییر ظاهری بسیار کمی را در رفتارشان به کار می بندند  .

در نهایت تاکید بر مدیریت در دوران پیش دبستانی نا بجا می باشد زیرا از نظر توسعه نا مناسب است . کودکان فقط فراگیران فعال نیستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسیار بالا موجودات فعالی هستند . پیاژه در نظر یه خود استدلال می کند که کودکان از طریق شنوایی و تفکر چقدر می توانند یاد بگیرند . مرحله (تفکر قبل از عمل ) نشان می دهد که کودکان از 6 یا 7 سالگی شکل دادن تصاویری را در مغزشان شروع می کنند . به عبارت دیگر ، توانایی کودک برای شکل دادن یک طرح منطقی برای تحرک کاملا محدود می باشد . از این رو ، او به تحرک و فعالیتهای دستکاری جسمانی به عنوان یک ویژگی آموزشی نیاز دارد. علاوه بر این ، تمایل به موفقیت یا رقابت ، کودکان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراکی سوق می دهد همان طور که فعالانه در یادگیری یک وظیفه شرکت می کنند . بنابراین در حالی که دانش آموزان فعالانه به تمرین مهارت درگیرند ، ارايه اطلاعات قبل از مشارکت ممکن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقویت کننده ) مفید نباشد . علاوه بر این ، در نظر بگیرید که کودکان قابلیت زیادی برای یادگیری از یکدیگر دارند . به یقین تمرین بی سر و صدا با کاهش بازخوردها از سوی همسن و سالانشان مانع یادگیری آنان از دیگران می شود . همچنین فرصتهای حل کردن مشکلات همسن و سالان نیز از این طریق حذف می گردد منبع:ماه نامه زیور ورزش

***************************************

 

علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس و شیوه های برخورد با آن

 

 بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند . هر کدام از این افراد واکنش های متفاوتی در مقابل این نوع دانش آموزان از خود نشان می دهند و تصمیم گیری ها ی آنان در این زمینه هم متفاوت است . معمول ترین و آشکار ترین این تصــمیـم گیـری ها  برای کاهش یا از بین رفــتن بی نظمی ، گرفتن تعهد کتبی از دانش آموزان و در صورت تکرار از والدین آنان ، تهدید به تنبیه و حتی عملی کردن آن و در نهایت اخراج موقتی از کلاس و مدرسه است . از این رو ،  نگارش این مقاله و مطالعه ی آن ،  به معلمان و مدیران کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند .

 

در زمــینه ی بی نظــمی دانــش آمــوزان در کـلاس درس ، معلمان بایــد به سه سوال پاسخ دهند :

  1) علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان کدام اند ؟

 2 ) چگونه می‌توان از بروز و ظهور رفتار های نا مناسب دانش آموزان ، که نظم و انضبــاط را به مخاطره مي اندازند ،  پیشگیری کرد ؟

3 ) به هنگام وقوع رفتار های نا مطلوب دانش آموزان ، چه باید کرد ؟

 

 برای پاسخ دادن به این سوال هــا به عــبارت دیــگــر ،  شنا سایی علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان در مجموعه عامل های متعدد  ،  باید زیر مجموعه ای از عوامل کشف شوند تا با ارائه ی راه کار های کاربردی برای از بین بردن یا کاهش آن ها ، تغییرات مناسب و مثبت در کیفیت نظم و انضباط مدرسه ایجاد شود. در این ارتباط ، کارگاهی با حضور عده ای از معلمان با تجربه در مراکز تربیت معلم یاسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزی در این کار گاه برای پاسخ به سوال های یاد شده ،  بررسی شد . سپس با اندکی دخل و تصرف و تغییر در دید گاه های افراد  ،  این مقاله برای استفاده ی معلمان و مدیران مدارس و دست اندر کاران تعلیم و تربیت تهیه و تنظیم شد.

علل بی انضباطی دانش آموزان را می توان با توجه به ابعاد در یک مقاله نمی گنجد ،  اما به دلیل کاربردی بودن بحث وجلوگیری از طولانی شدن آن  ابتدا به ذکر علل و عوامل کلی بی انـضباطی دانــش آموزان می پردازیم ، آنگاه حاصل هم اندیشی معلمان با جربه را در این زمینه به طور مختصر بررسی می کنیم و در پایان هر قسمت  ، راهکار های عملی برای جلوگیری از بی انضباطی دانش آموزان را به منظور برقراری نظم و انضباط در مدرسه ارائه می کنیم .

 علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان را می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد :

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ویژگی های فردی آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛ 

ج ) عوامل مربوط به فضای مدرسه  ، کلاس درس و کارکنان ستادی مدرسه ؛

 د) ویژگی های خانوادگی دانش آموزان ؛

 و ) عوامل اجتماعی .

 نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده ای کنترل رفتار فرا گیرند گان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند . برخی دیگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است ،  به نحوی که سبب افزایش یاد گیری شود . صفوی ( 1383 ) می گوید« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتی که یاد گیری از تسهیل می کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است " انضباط" به آن دسته از اعمال معلم اطلاق می شود که مانع سر زدن  رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کنند(نقل از زمانی ، 1378) با وجود این ،  بی نظمی یا بی انضباطی را می‌توان این گونه تعریف کرد :  انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله ی دانش آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند. بروز رفتارهایی از دانش آموزان که انضباط کلاس را مختل می کنند  ، تنها به معلم و کلاس درس مربوط نیستند، بلکه همان طور که قبلا گفته شد علل دیگری نظیر عوامل آموزشگاهی‌ ،  خانوادگی ، اجتماعی و... وجود دارند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم زمینه را برای بروز رفتار های مخرب دانش آموزان فراهم می‌کنند . بنابراین ،  برای برقراری انضباط در کلاس درس و اداره ی آن  ، معلمان باید قبل از برقراری  نظم و انضباط اقدامات لازم را برای پیشگیری از رفتار های نامناسب دانش آموزان را به کار گیرند ؛ زیرا پیشگیری مهم تر از در مان است  . کانین ( 1970 ) در تحقیق خود که به مقایسه ی رفتار معلمان در کلاس های دارای رفتارهایی نا مطلوب وكلاس‌هاي عادي پرداخته است او مي‌گويد : تفاوت اين كلاس‌ها به نحوه‌ي پاسخ گويي معلمان به رفتار نامطلوب  دانش آموزان مربوط نیست ،  بلکه از اقدامات پیشگیرانه ی آن ها نا شی می‌شود (نقل از کدیور 1382 ص 431 ) به هر حال بی نظمی های  دانش آموزان در کلاس علل متعدد دارد :

 الف – علل مربوط به دانش آموزان 

گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی ؛

 2 ) نداشتن علاقه و انگیزه  ؛

 3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس ؛

 4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه ؛

 5 ) کم خوابی و خستگی مفرط ؛

 6 ) انجام دادن تکالیف خود ؛

 7 ) تغذیه ی نا مناسب ؛

 8 ) نا امیدی به آینده  ؛

 9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم .

از بین بردن یا کاهش عوامل بی نظمی ، در درجه ی اول مستلزم هم کاری و هماهنگی میان خانه و مدرسه است ، و روشن است که معلمان و اولیای مدرسه به تنهایی و بدون همکاری والدین کاری از پیش نخواهند برد . بنا براین ، در نظام آموزش و پرورش برای برقراری ار تباط میان خانه و مدرسه نهاد مستقلی به نام انجمن اولیا و مربیان به وجود آمده است که این نهاد در هر مدرسه ای برای آگا هی والدین از مراحل رشد فرزندان خود در سنین متفاوت و آگاه کردن آن ها از این مسائل فعالیت می کند :

o       توجه والدین به وضعیت جسمی و روحی فرزندان خود ؛

o       ایجاد شرایط  ، موقعیت و امکانات مورد نیاز برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود ؛

o        تشویق ما دی و معنوی و تقویت اعتماد به نفس آن ها ؛

o        پذیرش وضعیت خاص فرزندان خود و مقایسه نکردن آن ها با افراد دیگر؛

o        تبعیض قایل نشدن بین آن ها ؛

o        تهیه ی میز و صندلی ، اتاق مطالعه ، وسایل مورد نیاز ، رعایت سکوت هنگام مطالعه؛

o       کمک به آن ها در تهیه و اجرای برنامه ی  مطالعه  ؛

o       تشویق آن ها به ورزش و تفریحات سالم و تنظیم خواب و استراحت آن ها ؛

o       داشتن برنامه ی تغذیه ی مناسب  ، کمک به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o        آگاه کردن فرزندان از وظایف خود در مدرسه و خانه ، رعایت حقوق معلمان و کمک به دوستان و هم کلاسان خود  ؛

 و در نهایت تشویق آن ها به رعایت نظم و انضباط  در مدرسه و کلاس درس ،  اغلب، والدین علاقه مندند که بدانند در طول سال تحصیلی، درخصوص امور تحصیلی وحتی تر بیتی فرزندان خود ، چه وظیفه ای به عهده دارند وچه کمک هایی سبب پیشرفت تحصیلی فرزندانشان می شود . آگاهی از این مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.www.zibaweb.com

 

ب- علل مربوط به معلم

1) فقدان آماد گی جسمی ،  روحی و روانی معلم ؛

 2 ) نا مناسب بودن وضعیت ظا هری معلم ؛

3 ) نا آگاهی از روش های جدید تدریس و استفاده ی مکرر از روش های سنتی ؛

4 ) بی علاقه بودن به شغل معلمی ؛

 5 ) نا توانی در برقراری ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

 6 ) رعایت نکردن عدالت آموزشی ( تبعیض بین دانش آموزان )؛

 7 ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ی معلم؛

 8 ) نداشتن طرح درس؛

9) بی توجهی به نیاز های دانش آموزان؛

10)    فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

 11) استفاده ی نا مناسب از تشویق و تنبیه؛

 12) بی حـوصــلگی و نداشتن صــبر و بــر د بــاری و سعه ی صدر ؛

13 ) بی نظمی معلم (نظیر دیر آمدن به کلاس و ترک زود هنگام آن و... )؛

 14 ) تسلط نداشتن به موضوع مورد یاد گیری؛

 15 ) نداشتن رو حیه ی انتقاد پذیری و خود داری از پاسخ گویی به سوال های دانش آموزان؛

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 18:40  توسط بهادر نیک پور  | 

سلام حمید جان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 13:21  توسط بهادر نیک پور  | 

بنام خدا من بهادر نیک پور مدیر مدرسه شبانه روزی شهید واحدی اصلاندوز مغان در استان اردبیل هستم و۲۰ئسال سابقه کاری دارم وسعی کرده ام دلسوزانه در خدمت به آینده سازان مملکت اسلامی کوشا باشم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 13:13  توسط بهادر نیک پور  |